دسته بندی محصولات

صبر کن! کجا می خوای بری؟
قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

در دنیای پیچیده امروز، تصمیمگیری و حل مسائل به طور فزایندهای دشوارتر میشود. سیستمهای مختلف، اعم از سیستمهای اجتماعی، اقتصادی، فنی و … از عوامل متعددی تشکیل شدهاند که با یکدیگر در ارتباط هستند. درک این ارتباطات و شناسایی عوامل کلیدی نقش مهمی در حل مسائل و بهبود عملکرد سیستمها دارد.

روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) یکی از ابزارهای مفید برای مدلسازی و تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین عوامل در یک سیستم است. این روش که اولین بار توسط وارفیلد در سال 1974 معرفی شد، به شما کمک میکند تا عوامل کلیدی را شناسایی کنید، تاثیر هر عامل بر سایر عوامل را مشخص کنید و استراتژیهای مناسب برای بهبود عملکرد سیستم را تعیین کنید.
در این مقاله به معرفی جامع روش ISM، مراحل انجام آن، کاربردها و مزایا و معایب آن میپردازیم.
ISM یک روش تفسیری و ساختاری برای مدلسازی روابط بین متغیرها در یک سیستم است. این روش بر پایه تجارب و نظرات خبرگان در زمینه مورد مطالعه استوار است. در ISM، متغیرها به عنوان عوامل سیستم در نظر گرفته میشوند و تاثیر هر عامل بر سایر عوامل توسط خبرگان ارزیابی میشود.
برخی از مفاهیم کلیدی در روش مدلسازی ساختاری تفسیری ISM عبارتند از:
روش مدلسازی ساختاری تفسیری ISM کاربردهای گستردهای در زمینههای مختلف دارد، از جمله:
روش ISM مزایای زیادی دارد، از جمله:
[random-posts]
روش ISM معایبی نیز دارد، از جمله:

نرمافزارهای متعددی برای انجام ISM وجود دارد، از جمله:
اولین قدم در ISM شناسایی عواملی است که در سیستم مورد مطالعه شما نقش کلیدی دارند. این عوامل میتوانند شامل عناصر، متغیرها یا فرآیندهایی باشند که بر یکدیگر و در نهایت بر عملکرد کلی سیستم تاثیر میگذارند. برای شناسایی این عوامل میتوانید از روشهای مختلفی مانند طوفان فکری، مصاحبه با خبرگان، بررسی منابع علمی مرتبط و استفاده از ابزارهای کشف و اولویتبندی عوامل (مانند روش دلفی) استفاده کنید.
پس از شناسایی شاخصهای زیربنایی پدیده مورد مطالعه یک ماتریس مربع n×n از شاخصهای موجود طراحی میشود. این ماتریس در واقع همان پرسشنامه ISM است.

ماتریس خودتعاملی ساختاری Structural Self-Interaction Matrix یا SSIM از ابعاد و شاخصهای مطالعه و مقایسه آنها با استفاده از چهار حالت روابط مفهومی تشکیل میشود. این ماتریس توسط خبرگان و متخصصین فرآیند محوری تکمیل میگردد. اطلاعات حاصله بر اساس متد مدلسازی ساختاری تفسیری جمع بندی و ماتریس خودتعاملی ساختاری نهایی تشکیل گردیده است. منطق مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) منطبق بر روشهای ناپارامتریک و بر مبنای مد در فراوانیها عمل میکند.

با استفاده از نمادهای مندرج در جدول فوق الگوی روابط علی میان متغیرها تعیین میشود. به این ترتیب ماتریس خودتعاملی ساختاری تشکیل میشود.
ماتریس دریافتی Reachability matrix از تبدیل ماتریس خود تعاملی ساختاری به یک ماتریس دو ارزشی صفر و یک بدست میآید. برای استخراج ماتریس دریافتی در هر سطر ماتریس خود تعاملی به جای علائم X و V از عدد یک و به جای علائم A و O از عدد صفر استفاده میشود. ماتریس بدست آمده ماتریس دریافتی اولیه نام دارد. درایههای قطر اصلی برابر یک قرار میگیرد.
بعد از آنکه ماتریس به یک ماتریس صفر و یک تبدیل شد باید ماتریس ثانویه طراحی شود. در یک ماتریس دریافتی برای اطمینان باید روابط ثانویه کنترل شود. به این معنا که اگر A منجر به B شود و B منجر به C شود در این صورت باید A منجر به C شود. یعنی اگر براساس روابط ثانویه باید اثرات مستقیم لحاظ شده باشد اما در عمل این اتفاق نیفتاده باشد باید جدول تصحیح شود و رابطه ثانویه را نیز نشان داد.
به زبان علمی با وارد نمودن انتقالپذیری در روابط شاخصها، ماتریس دستیابی نهایی بدست میآید. این یک ماتریس مربعی است که هریک از درایههای آن هنگامیکه عنصر به عنصر با هر طولی دسترسی داشته باشد یک و در غیراینصورت برابر صفر است.
برای تعیین روابط و سطح بندی معیارها در مدل ساختاری تفسیری ISM باید مجموعه خروجیها و مجموعه ورودیها برای هر معیار از ماتریس دریافتی استخراج شود.
پس از تعیین مجموعه دستیابی و مجموعه پیشنیاز، اشتراک دو مجموعه حساب میشود. اولین متغیری که اشتراک دو مجموعه برابر با مجموعه قابل دستیابی (خروجیها) باشد، سطح اول خواهد بود. بنابراین عناصر سطح اول بیشترین تاثیرپذیری را در مدل خواهند داشت.
پس از شناسایی شاخصهای سطح اول، این عناصر حذف شده و فرایند محاسبه مجموعه دستیابی و پیش نیاز ادامه پیدا میکند. این فرایند تا حذف تمامی شاخصها ادامه پیدا میکند.
در مدل (ISM) روابط متقابل و تأثیرگذاری بین معیارها و ارتباط معیارهای سطوح مختلف به خوبی نشان داده شده است که موجب درک بهتر فضای تصمیمگیری به وسیله مدیران میشود. برای تعیین معیارهای کلیدی قدرت نفوذ و وابستگی معیارها در ماتریس دسترسی نهایی تشکیل میشود.

این مثال از مقاله Interpretive Structural Modeling of identified Barriers to Lean Implementation in SMEs استخراج شده است. موانع شناسایی شده تحت مطالعه از مقاله پایه شرمالی و سونی [10] است. این موانع 10 مورد می باشد.
در گام اول برای تولید یک ماتریس، با در نظر گرفتن رابطه متنی برای هر متغیر، وجود رابطه بین هر دو مانع (i و j) و جهت مرتبط رابطه مورد سوال قرار می گیرد. چهار علامت زیر برای نشان دادن جهت رابطه بین موانع (i و j) استفاده می شود:

SSIM به یک ماتریس باینری تبدیل شده است که با جایگزین کردن V، A، X و O با 1 و 0 بر حسب مورد، ماتریس دسترسی اولیه نامیده می شود. جایگزینی 1 و 0 طبق قوانین زیر است:

پس از ادغام انتقال پذیری همانطور که در مرحله 4 روش ISM توضیح داده شد، ماتریس دسترسی نهایی در جدول 4 نشان داده شده است، قدرت محرکه و وابستگی هر متغیر نیز نشان داده شده است.
قدرت محرکه برای هر متغیر تعداد کل متغیرها (از جمله خودش) است که ممکن است به دستیابی به آنها کمک کند. از سوی دیگر، وابستگی عبارت است از تعداد کل متغیرها (از جمله خودش) که ممکن است به دستیابی به آن کمک کند. این قدرت محرک و وابستگی ها بعداً در طبقه بندی متغیرها به چهار گروه مستقل، وابسته، پیوند و محرک (مستقل) مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

مجموعه قابلیت دسترسی برای یک متغیر معین شامل خود متغیر و سایر متغیرهایی است که می تواند به دستیابی به آنها کمک کند. مجموعه ای از پیشایندها شامل خود متغیر و متغیرهای دیگری است که می تواند به دستیابی به آنها کمک کند. پس از آن، تقاطع این مجموعه ها برای همه متغیرها مشتق می شود.
متغیری که مجموعههای دسترسی و تقاطع برای آن یکسان است، توسط متغیر سطح بالا در سلسله مراتب ISM ارائه میشود که به دستیابی به متغیر دیگری بالاتر از سطح خودش کمکی نمیکند. پس از شناسایی عنصر سطح بالا، متغیرهای باقی مانده کنار گذاشته می شوند.
در این مطالعه، 8 مانع همراه با مجموعه دستیابی، مجموعه پس زمینه، مجموعه پیشین و سطوح، همانطور که در جدول 5 نشان داده شده است، ارائه شده است.

فرآیند شناسایی این موانع در هشت تکرار تکمیل شده است. این تکرار تا رسیدن به سطوح هر متغیر ادامه می یابد. سطوح مشخص شده به ساخت نمودار و مدل نهایی ISM کمک می کند (شکل 1)

روش ISM یک ابزار مفید برای مدلسازی و تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین عوامل در یک سیستم است. این روش میتواند به شما در شناسایی عوامل کلیدی، اولویتبندی اقدامات و تعیین استراتژیهای مناسب برای بهبود عملکرد سیستم کمک کند.
با وجود مزایا و کاربردهای گسترده ISM، این روش معایبی نیز دارد و در استفاده از آن باید به محدودیتهای آن توجه کرد.
روش دلفی نیز از نظرات خبرگان برای حل مسائل استفاده میکند، اما برخلاف ISM، دلفی بر روی شناسایی و اولویتبندی راهحلهای مسئله تمرکز دارد.
بله، میتوان از ISM برای پیشبینی رفتار یک سیستم در شرایط مختلف استفاده کرد. با این حال، دقت پیشبینیها به دقت مدل ISM و کیفیت نظرات خبرگان بستگی دارد.
بهترین روش برای یادگیری ISM شرکت در دورههای آموزشی و کار بر روی مطالعات موردی است. همچنین منابع آنلاین متعددی برای یادگیری ISM وجود دارد.