روش مارکوس (MARCOS) یا روش تجزیه و تحلیل ترجیحی ایدهآل یک روش تصمیمگیری چند معیاره (MADM) است که برای انتخاب بهترین گزینه از بین مجموعه ای از گزینه ها با
روش پرومته (PROMETHEE) به عنوان یکی از روشهای نوین و کارآمد در تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) شناخته میشود. این روش که در دهه 1980 توسط دو محقق بلژیکی به نامهای “ژان
روش پرومته 2 در دنیای پیچیده امروز، انتخاب ایدهآلترین گزینه از میان انبوه گزینه ها، دغدغهای همیشگی برای انسان بوده است. در این میان، روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (MADM) به عنوان
روش FUCOM توسط پاموکار و همکاران (2018) ارائه شد. این تکنیک جزو روشهای تصمیم گیری چند معیاره است. الگوریتم FUCOM برگرفته شده است عبارت Full Consistency Method می باشد که امکان محاسبه عینی وزن
روش AHP کلاسیک معمولاً برای مسائلی با ساختار ساده شامل هدف، معیار و گزینه طراحی شده است. اما در دنیای واقعی، معیارها اغلب به خودی خود دارای ابعاد متعددی هستند
در مسائل پیچیده مدیریتی، تکیه بر نظر یک فرد (حتی اگر خبره ارشد باشد) میتواند منجر به سوگیری و خطای استراتژیک شود. روش AHP گروهی (Group Analytical Hierarchy Process) به
روش EDAS تکنیک Evaluation Based on Distance from Average Solution) EDAS) به معنی ارزیابی بر اساس فاصله از میانگین راه حل می باشد. این تکنیک اولین بار توسط مهدی کشاورز
در دنیای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، محققان همواره به دنبال روشی بودند که خطای محاسباتی را به حداقل برساند. روش WASPAS (واسپاس) که مخفف Weighted Aggregated Sum Product Assessment است، با
در دنیای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، اکثر متدها مانند روش AHP بر پایه قضاوتهای ذهنی خبرگان بنا شدهاند. اما روش Shannon Entropy (انتروپی شانون) رویکردی کاملاً متفاوت دارد. این متد بر
روش COPRAS در سال های اخیر استفاده از روش کوپراس (copras) به عنوان یکی از روش های تصمیم گیری چند شاخصه زیاد شده است و دلیل آن سادگی محاسبه، رتبه بندی کامل
