روش MARCOS به عنوان یک نوآوری در حوزه تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، با هدف رفع نقاط ضعف روشهای کلاسیک در مواجهه با تغییرات در تعداد گزینهها ابداع شد. منطق این روش
روش PROMETHEE که مخفف Preference Ranking Organization Method for Enrichment Evaluations است، در دهه ۸۰ میلادی به عنوان پاسخی به نیازهای پیچیده تصمیمگیری معرفی شد. این متد برخلاف روشهای کلاسیک
روش PROMETHEE II به عنوان تکاملیافتهترین نسخه از خانواده روشهای پرومتی، با هدف رفع ابهام در رتبهبندی گزینهها معرفی شد. در حالی که نسخه اول این روش (PROMETHEE I) ممکن
روش EDAS که مخفف Evaluation based on Distance from Average Solution است، در سال ۲۰۱۵ معرفی شد و به سرعت به یکی از محبوبترین ابزارهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) تبدیل گشت.
در دنیای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، محققان همواره به دنبال روشی بودند که خطای محاسباتی را به حداقل برساند. روش WASPAS (واسپاس) که مخفف Weighted Aggregated Sum Product Assessment است، با
روش COPRAS که مخفف Complex Proportional Assessment است، یکی از کارآمدترین تکنیکها در دسته رتبهبندی گزینهها محسوب میشود. منطق بنیادین این روش بر این اصل استوار است که اهمیت گزینهها
در اکثر متدهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، گزینهها صرفاً با یکدیگر مقایسه میشوند. اما روش ARAS با یک رویکرد متفاوت وارد عمل میشود؛ این روش معتقد است که برای سنجش دقیق،
در میان تمامی متدهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، روش SAW به عنوان قدیمیترین و مستقیمترین روش شناخته میشود. فلسفه این متد بسیار ساده است: امتیاز نهایی هر گزینه، حاصلجمع ضرب امتیاز
در دنیای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، گاهی معیارها به قدری با هم در تضاد هستند که هیچ گزینهای نمیتواند در همه شاخصها بهترین باشد. روش VIKOR که مخفف یک عبارت صربی
روش TOPSIS یکی از روشهای تصمیم گیری چند شاخصه (MADM) است که به رتبه بندی گزینه ها می پردازد. در این روش از دو مفهوم “حل ایده آل” و “شباهت به حل ایده
