دسته بندی محصولات

صبر کن! کجا می خوای بری؟
قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن
در آمار توصیفی، یکی از اولین کارهایی که برای شناخت دادهها انجام میشود بررسی شاخصهای گرایش مرکزی است.
شاخصهای گرایش مرکزی نشان میدهند دادهها معمولاً حول چه مقداری متمرکز هستند.
سه شاخص اصلی در این زمینه عبارتاند از:
این سه شاخص در نگاه اول ساده به نظر میرسند، اما انتخاب بین آنها اهمیت زیادی دارد.
برای مثال در دادههایی که دارای مقادیر پرت هستند، میانگین ممکن است تصویر مناسبی از مرکز دادهها ارائه نکند و میانه گزینه مناسبتری باشد.
از طرف دیگر، اگر هدف شناسایی پرتکرارترین مقدار باشد، نما کاربرد بیشتری دارد.
اما میانگین، میانه و نما چیست و چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
این سه شاخص از مهمترین مفاهیم پایه در «آمار چیست؟» هستند و در تحلیل دادههای پایان نامه، گزارشهای مدیریتی و تحقیقات علمی کاربرد زیادی دارند.
میانگین یا Mean یکی از رایجترین شاخصهای گرایش مرکزی است.
برای محاسبه میانگین، تمام مقادیر با یکدیگر جمع شده و حاصل بر تعداد مشاهدات تقسیم میشود.
برای مثال دادههای زیر را در نظر بگیرید:
10، 12، 14، 16، 18
جمع دادهها:
70
تعداد دادهها:
5
میانگین:
70 / 5 = 14
بنابراین میانگین این مجموعه برابر ۱۴ است.
فرمول ساده میانگین به شکل زیر است:
Mean = مجموع مقادیر / تعداد مقادیر
در نمادگذاری آماری معمولاً میانگین نمونه با:
x̄
نمایش داده میشود.
میانگین جامعه نیز معمولاً با:
μ
نشان داده میشود.
این تفاوت به این دلیل است که در آمار بین پارامترهای جامعه و آمارههای نمونه تفاوت وجود دارد.
میانگین زمانی کاربرد زیادی دارد که دادهها کمی باشند و توزیع آنها به شدت تحت تاثیر مقادیر پرت قرار نگرفته باشد.
برای مثال میتوان میانگین موارد زیر را محاسبه کرد:
میانگین در بسیاری از تحلیلهای آماری پیشرفته نیز نقش مهمی دارد.
برای مثال در «آزمون t» مقایسه میانگینها بخش اصلی تحلیل است.
همچنین در «آزمون ANOVA» نیز میانگین چند گروه با یکدیگر مقایسه میشود.
یکی از مهمترین مزایای میانگین این است که از تمام دادههای موجود استفاده میکند.
برای مثال اگر یک مجموعه شامل ۱۰۰ مشاهده باشد، هر ۱۰۰ مقدار در محاسبه میانگین نقش دارند.
این ویژگی باعث میشود میانگین در بسیاری از تحلیلهای پارامتریک شاخص مهمی باشد.
همچنین میانگین از نظر محاسبات ریاضی ویژگیهای مناسبی دارد و به همین دلیل پایه بسیاری از روشهای آماری است.
مهمترین محدودیت میانگین حساسیت آن به مقادیر پرت است.
برای مثال دادههای زیر را در نظر بگیرید:
5، 6، 6، 7، 100
میانگین:
24.8
اما بیشتر دادهها بین ۵ تا ۷ قرار دارند.
عدد ۱۰۰ باعث شده میانگین به شدت افزایش پیدا کند.
در چنین شرایطی میانگین ممکن است تصویر مناسبی از مقدار مرکزی دادهها ارائه نکند.
میانه یا Median مقدار وسط دادهها پس از مرتب کردن آنها است.
برای محاسبه میانه ابتدا دادهها از کوچک به بزرگ مرتب میشوند.
برای مثال:
3، 5، 7، 9، 11
مقدار وسط:
7
بنابراین میانه برابر ۷ است.
میانه برخلاف میانگین، نسبت به مقادیر پرت حساسیت بسیار کمتری دارد.
به همین دلیل در دادههای نامتقارن یا دارای مقادیر بسیار بزرگ و کوچک کاربرد زیادی دارد.
اگر تعداد دادهها فرد باشد، مقدار وسط میانه است.
مثال:
2، 4، 6، 8، 10
تعداد دادهها:
5
مقدار وسط:
6
پس میانه برابر ۶ است.
اگر تعداد دادهها زوج باشد، دو مقدار وسط انتخاب شده و میانگین آنها محاسبه میشود.
برای مثال:
2، 4، 6، 8
دو مقدار وسط:
4 و 6
میانه:
(4 + 6) / 2 = 5
بنابراین میانه برابر ۵ است.
میانه برای دادههایی کاربرد زیادی دارد که توزیع آنها نامتقارن باشد یا مقادیر پرت داشته باشند.
یکی از مثالهای رایج، درآمد است.
فرض کنید درآمد ۵ نفر به صورت زیر باشد:
20 میلیون
22 میلیون
25 میلیون
28 میلیون
400 میلیون
میانگین این دادهها تحت تاثیر مقدار ۴۰۰ میلیون قرار میگیرد.
اما میانه برابر:
25 میلیون
است.
این مقدار تصویر واقعبینانهتری از فرد میانی مجموعه ارائه میدهد.
میانگین از تمام مقادیر استفاده میکند، اما میانه بیشتر به جایگاه دادهها توجه دارد.
به همین دلیل میانگین نسبت به دادههای پرت حساستر است.
| ویژگی | میانگین | میانه |
|---|---|---|
| استفاده از تمام مقادیر | بله | خیر |
| حساسیت به داده پرت | زیاد | کم |
| مناسب برای داده متقارن | بله | بله |
| مناسب برای داده شدیداً چوله | کمتر | بیشتر |
اگر توزیع دادهها تقریباً متقارن باشد، میانگین و میانه معمولاً به یکدیگر نزدیک هستند.
اما در دادههای بسیار چوله ممکن است اختلاف زیادی بین آنها وجود داشته باشد.
نما یا Mode مقداری است که بیشترین تکرار را در یک مجموعه داده دارد.
برای مثال:
2، 3، 3، 3، 5، 7
عدد ۳ بیشترین تکرار را دارد.
بنابراین نما:
3
است.
نما برخلاف میانگین و میانه میتواند برای دادههای اسمی نیز استفاده شود.
برای مثال اگر متغیر نوع محصول شامل موارد زیر باشد:
نما برابر:
موبایل
است.
زیرا موبایل بیشترین تکرار را دارد.
بله.
اگر دو مقدار بیشترین فراوانی یکسان داشته باشند، دادهها میتوانند دو نما داشته باشند.
برای مثال:
1، 1، 2، 2، 3
دو مقدار:
1 و 2
هر دو بیشترین تکرار را دارند.
در این حالت مجموعه دو نما دارد.
اگر چند مقدار با بیشترین فراوانی یکسان وجود داشته باشند، مجموعه میتواند چندنما باشد.
همچنین ممکن است مجموعهای هیچ نمای مشخصی نداشته باشد.
نما زمانی کاربرد دارد که پژوهشگر بخواهد پرتکرارترین پاسخ یا مقدار را شناسایی کند.
برای مثال:
نما بهخصوص برای متغیرهای اسمی اهمیت دارد، زیرا محاسبه میانگین برای چنین متغیرهایی معنی ندارد.
برای مثال اگر متغیر جنسیت یا نوع محصول باشد، استفاده از نما منطقیتر از میانگین است.
هر سه شاخص مرکز دادهها را از زاویه متفاوتی نشان میدهند.
| شاخص | تعریف | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| میانگین | مجموع مقادیر تقسیم بر تعداد | دادههای کمی |
| میانه | مقدار وسط دادههای مرتبشده | دادههای چوله یا دارای پرت |
| نما | پرتکرارترین مقدار | دادههای اسمی یا پرتکرار |
انتخاب شاخص مناسب به نوع متغیر و شکل توزیع دادهها بستگی دارد.
در تحلیل توصیفی بهتر است این سه شاخص بدون توجه به شرایط داده به صورت مکانیکی گزارش نشوند.
یکی از مهمترین تفاوتهای میانگین و میانه، میزان حساسیت آنها به دادههای پرت است.
داده پرت یا Outlier مقداری است که فاصله زیادی با سایر مقادیر مجموعه دارد.
برای مثال:
10، 11، 12، 13، 100
میانگین این دادهها برابر است با:
29.2
در حالی که میانه برابر است با:
12
در این مثال عدد ۱۰۰ باعث شده میانگین به شدت افزایش پیدا کند، اما میانه تقریباً تحت تاثیر قرار نگرفته است.
به همین دلیل در دادههایی که مقادیر پرت زیادی دارند، میانه معمولاً شاخص مناسبتری برای توصیف مرکز دادهها است.
شکل توزیع دادهها میتواند رابطه بین میانگین، میانه و نما را تغییر دهد.
اگر توزیع تقریباً متقارن باشد، این سه شاخص معمولاً به یکدیگر نزدیک هستند.
اما اگر توزیع چوله باشد، فاصله بین آنها بیشتر میشود.
در یک توزیع با چولگی مثبت یا راستچوله، معمولاً:
میانگین > میانه > نما
در یک توزیع با چولگی منفی یا چپچوله، معمولاً:
میانگین < میانه < نما
این روابط تقریبی هستند و نباید به عنوان قانون قطعی برای همه مجموعههای داده در نظر گرفته شوند.
برای بررسی کاملتر شکل توزیع، بهتر است علاوه بر این شاخصها، هیستوگرام و شاخصهای چولگی نیز بررسی شوند.
فرض کنید درآمد ماهانه چند نفر به صورت زیر باشد:
20، 22، 24، 25، 26، 30، 200
وجود درآمد ۲۰۰ باعث ایجاد دنباله در سمت راست توزیع میشود.
در این حالت میانگین به سمت مقدار بزرگ کشیده میشود.
میانه کمتر تحت تاثیر قرار میگیرد.
به همین دلیل در گزارش درآمد افراد معمولاً میانه میتواند اطلاعات مناسبتری نسبت به میانگین ارائه دهد.
فرض کنید نمرات یک آزمون به صورت زیر باشند:
20، 85، 88، 90، 92، 95، 98
در این مجموعه مقدار بسیار پایین ۲۰ میتواند توزیع را به سمت چپ بکشد.
در این شرایط میانگین کمتر از میانه میشود.
بنابراین مشاهده اختلاف قابل توجه میانگین و میانه میتواند یکی از نشانههای اولیه نامتقارن بودن توزیع باشد.
میانگین معمولاً زمانی مناسب است که:
برای مثال در بررسی نمره دانشجویان یک کلاس که توزیع نسبتاً متعادل دارد، میانگین میتواند شاخص مناسبی باشد.
همچنین در تحلیلهایی مانند «آزمون t» و «ANOVA» میانگین نقش محوری دارد.
میانه زمانی مناسبتر است که:
برای مثال در تحلیل درآمد، قیمت ملک یا مدت بستری بیماران، میانه در بسیاری از موارد اطلاعات واقعبینانهتری ارائه میدهد.
در این متغیرها وجود چند مقدار بسیار بزرگ میتواند میانگین را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
نما بیشتر زمانی کاربرد دارد که هدف شناسایی پرتکرارترین مقدار باشد.
برای مثال:
نما برای دادههای اسمی نیز قابل استفاده است.
برای مثال محاسبه میانگین برای نوع خودرو یا استان محل سکونت معنی ندارد، اما نما میتواند رایجترین گزینه را مشخص کند.
در تحقیقات پرسشنامهای انتخاب بین این سه شاخص به نوع متغیر بستگی دارد.
برای متغیرهای اسمی مانند:
معمولاً فراوانی، درصد و نما مناسبتر هستند.
برای متغیرهای ترتیبی مانند:
میانه و نما میتوانند قابل استفاده باشند.
در بسیاری از پژوهشهای دارای مقیاس لیکرت چندگویهای، نمره ترکیبی سازهها به صورت کمی تحلیل میشود و میانگین نیز گزارش میشود؛ اما نحوه تحلیل باید با ساختار مقیاس و هدف پژوهش سازگار باشد.
پیش از تحلیل نهایی پرسشنامه، بررسی «روایی و پایایی پرسشنامه» نیز اهمیت دارد.
برای محاسبه این شاخصها در SPSS چند مسیر وجود دارد.
یکی از سادهترین مسیرها:
Analyze
↓
Descriptive Statistics
↓
Frequencies
است.
پس از انتخاب متغیر مورد نظر، از بخش Statistics میتوان گزینههای زیر را فعال کرد:
سپس SPSS هر سه شاخص را در خروجی نمایش میدهد.
مسیر دیگری که برای متغیرهای کمی کاربرد زیادی دارد:
Analyze
↓
Descriptive Statistics
↓
Descriptives
است.
در این بخش میتوان شاخصهایی مانند:
را مشاهده کرد.
با این حال اگر نیاز به Median و Mode داشته باشید، گزینه Frequencies معمولاً کاملتر است.
فرض کنید نمرات رضایت مشتریان در یک تحقیق جمعآوری شده است.
خروجی SPSS:
Mean = 3.82
Median = 4.00
Mode = 4
این نتایج نشان میدهند مرکز دادهها در محدوده حدود ۴ قرار دارد.
نزدیک بودن میانگین و میانه نیز میتواند نشان دهد توزیع دادهها در مرکز خود عدم تقارن بسیار شدیدی ندارد، هرچند برای نتیجهگیری درباره نرمال بودن باید بررسیهای بیشتری انجام شود.
برای این موضوع میتوانید مقاله «آزمون نرمال بودن دادهها چیست؟» را مطالعه کنید.
خیر.
نزدیک بودن Mean و Median میتواند نشانهای از تقارن نسبی باشد، اما به تنهایی نرمال بودن دادهها را اثبات نمیکند.
ممکن است یک توزیع غیرنرمال نیز میانگین و میانه نزدیک به یکدیگر داشته باشد.
برای بررسی توزیع باید موارد دیگری مانند:
را نیز در نظر گرفت.
در برخی تحلیلها همه مقادیر اهمیت یکسانی ندارند.
در این شرایط از میانگین وزنی یا Weighted Mean استفاده میشود.
در میانگین وزنی هر مقدار بر اساس وزن خود در محاسبه مشارکت میکند.
برای مثال فرض کنید نمره نهایی یک درس از سه بخش تشکیل شده باشد:
آزمون میانترم: ۳۰ درصد
پروژه: ۲۰ درصد
آزمون پایانترم: ۵۰ درصد
در این شرایط نمیتوان سه نمره را به صورت ساده با هم جمع کرد و بر سه تقسیم کرد.
باید وزن هر بخش در محاسبه لحاظ شود.
فرض کنید دانشجو نمرات زیر را دریافت کرده باشد:
میانترم = 16
پروژه = 18
پایانترم = 14
میانگین وزنی:
(16 × 0.30) + (18 × 0.20) + (14 × 0.50)
برابر است با:
15.4
بنابراین نمره نهایی دانشجو برابر ۱۵.۴ خواهد بود.
میانگینی که معمولاً در آمار مقدماتی استفاده میشود، میانگین حسابی است.
اما انواع دیگری از میانگین نیز وجود دارند.
میانگین هندسی بیشتر برای نرخهای رشد، نسبتها و تغییرات مرکب کاربرد دارد.
برای مثال اگر بازده سرمایهگذاری در چند دوره بررسی شود، میانگین هندسی در برخی شرایط مناسبتر از میانگین حسابی است.
بنابراین واژه Mean همیشه لزوماً به معنی یک نوع خاص از میانگین نیست، هرچند در تحلیلهای عمومی معمولاً منظور Arithmetic Mean است.
میانگین فقط مرکز دادهها را نشان میدهد و درباره میزان پراکندگی اطلاعات زیادی ارائه نمیکند.
برای مثال ممکن است دو گروه هر دو میانگین:
50
داشته باشند.
اما دادههای گروه اول بین ۴۸ تا ۵۲ قرار گرفته باشند و گروه دوم بین ۲۰ تا ۸۰ پراکنده باشند.
پس فقط با دانستن میانگین نمیتوان شکل دادهها را به خوبی شناخت.
به همین دلیل معمولاً میانگین همراه با انحراف معیار گزارش میشود.
در مقاله بعدی خوشه، مفهوم «واریانس و انحراف معیار» را به صورت کامل بررسی میکنیم.
در پایان نامه، شاخصهای مرکزی معمولاً در بخش آمار توصیفی گزارش میشوند.
برای مثال:
| متغیر | میانگین | میانه | انحراف معیار |
|---|---|---|---|
| رضایت مشتری | 3.82 | 4.00 | 0.64 |
| اعتماد مشتری | 3.55 | 3.60 | 0.72 |
| وفاداری | 3.91 | 4.00 | 0.59 |
سپس پژوهشگر میتواند توضیح کوتاهی درباره وضعیت متغیرها ارائه دهد.
نباید صرفاً جداول SPSS بدون تفسیر در متن پایان نامه قرار داده شوند.
یکی از اشتباهات رایج، استفاده از میانگین برای هر نوع متغیر است.
برای مثال میانگین گرفتن از کدهای عددی یک متغیر اسمی میتواند کاملاً بیمعنی باشد.
اگر:
1 = تهران
2 = تبریز
3 = شیراز
باشد، میانگین این اعداد معنای آماری قابل تفسیری درباره شهر محل سکونت ندارد.
اشتباه دیگر نادیده گرفتن دادههای پرت هنگام گزارش میانگین است.
همچنین نباید به دلیل محبوبیت میانگین، میانه و نما را در شرایطی که مناسبتر هستند نادیده گرفت.
میانگین، میانه و نما سه شاخص اصلی گرایش مرکزی هستند که برای توصیف مرکز دادهها استفاده میشوند.
میانگین از تمام مقادیر استفاده میکند و در بسیاری از تحلیلهای آماری اهمیت زیادی دارد، اما به دادههای پرت حساس است.
میانه مقدار وسط دادههای مرتبشده است و در توزیعهای چوله یا دارای مقادیر پرت معمولاً گزینه مناسبتری است.
نما نیز پرتکرارترین مقدار را نشان میدهد و برای دادههای اسمی نیز قابل استفاده است.
انتخاب بین این سه شاخص باید بر اساس:
انجام شود.
این شاخصها بخش مهمی از تحلیل توصیفی هستند و قبل از اجرای آزمونهایی مانند «رگرسیون»، «آزمون t» یا «ANOVA» به شناخت بهتر دادهها کمک میکنند.
میانگین از تقسیم مجموع مقادیر بر تعداد آنها محاسبه میشود و یکی از مهمترین شاخصهای گرایش مرکزی است.
میانه مقدار وسط یک مجموعه داده پس از مرتب کردن مقادیر است.
نما مقداری است که بیشترین تکرار را در دادهها دارد.
میانگین به همه مقادیر وابسته است و نسبت به دادههای پرت حساسیت زیادی دارد، اما میانه بیشتر بر موقعیت مرکزی دادهها متکی است.
در بسیاری از دادههای دارای پرت شدید، میانه شاخص مناسبتری برای مرکز دادهها است.
بله. اگر چند مقدار بیشترین فراوانی یکسان داشته باشند، دادهها میتوانند چندنما باشند.
Mean همان میانگین حسابی دادهها است.
خیر. این موضوع فقط میتواند نشانهای از تقارن نسبی باشد و برای بررسی نرمال بودن باید شاخصها و نمودارهای دیگری نیز بررسی شوند.