دسته بندی محصولات

صبر کن! کجا می خوای بری؟
قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن
قبل از اجرای آزمونهای پیشرفته آماری، باید دادهها را بشناسیم.
یعنی بدانیم:
این مرحله را آمار توصیفی مینامیم.
آمار توصیفی یکی از پایهایترین بخشهای تحلیل داده است و تقریباً در تمام پایان نامهها، مقالههای علمی و گزارشهای پژوهشی استفاده میشود.
اما آمار توصیفی چیست؟
آمار توصیفی مجموعهای از روشها برای خلاصهسازی، سازماندهی و نمایش دادهها است.
در آمار توصیفی هدف اصلی این نیست که درباره کل جامعه نتیجهگیری کنیم، بلکه دادههای موجود را به شکلی قابل فهم توصیف میکنیم.
اگر هنوز با مفاهیم پایه آمار آشنا نیستید، ابتدا مقاله «آمار چیست؟ مفاهیم کلیدی و کاربردهای آن» را مطالعه کنید.
آمار توصیفی یا Descriptive Statistics بخشی از علم آمار است که برای خلاصه کردن ویژگیهای اصلی یک مجموعه داده استفاده میشود.
فرض کنید از ۳۰۰ مشتری درباره میزان رضایت آنها پرسشنامه جمعآوری شده است.
به جای اینکه پاسخ هر ۳۰۰ نفر را جداگانه بررسی کنیم، میتوانیم از شاخصهایی مانند:
استفاده کنیم.
در نتیجه یک مجموعه بزرگ از دادهها به چند شاخص قابل فهم تبدیل میشود.
مهمترین هدف آمار توصیفی، ساده کردن دادهها است.
داده خام معمولاً به تنهایی اطلاعات زیادی به پژوهشگر نمیدهد.
برای مثال تصور کنید نمرات ۵۰۰ دانشجو در یک فایل ثبت شده باشد.
مشاهده مستقیم این ۵۰۰ عدد چندان مفید نیست.
اما اگر بدانیم:
میانگین = 15.8
میانه = 16
انحراف معیار = 2.1
حداقل = 8
حداکثر = 20
تصویر بسیار واضحتری از دادهها خواهیم داشت.
آمار توصیفی و آمار استنباطی دو بخش اصلی علم آمار هستند.
آمار توصیفی فقط دادههای موجود را خلاصه میکند.
اما آمار استنباطی تلاش میکند بر اساس دادههای نمونه درباره جامعه نتیجهگیری کند.
برای مثال:
در آمار توصیفی میگوییم:
«میانگین رضایت ۲۰۰ مشتری بررسیشده برابر ۳.۸ بود.»
در آمار استنباطی ممکن است بررسی کنیم:
«آیا میانگین رضایت مشتریان در کل جامعه بیشتر از ۳.۵ است؟»
برای این نوع نتیجهگیری از روشهایی مانند «آزمون فرض آماری» استفاده میشود.
آمار توصیفی شامل چند گروه اصلی از شاخصها است:
هر کدام بخش متفاوتی از دادهها را توضیح میدهند.
شاخصهای گرایش مرکزی نشان میدهند دادهها حول چه مقداری متمرکز شدهاند.
مهمترین آنها عبارتاند از:
یا:
این سه شاخص کاربردهای متفاوتی دارند.
برای مثال میانگین در دادههای کمی بسیار پرکاربرد است، اما در دادههای دارای مقادیر پرت ممکن است میانه مناسبتر باشد.
برای توضیح کامل این موضوع میتوانید مقاله «میانگین، میانه و نما چیست؟» را مطالعه کنید.
میانگین از تقسیم مجموع مقادیر بر تعداد مشاهدات به دست میآید.
برای مثال:
10، 12، 14، 16، 18
میانگین برابر است با:
14
میانگین یکی از پرکاربردترین شاخصها در پایان نامهها است و معمولاً همراه با انحراف معیار گزارش میشود.
میانه مقدار وسط دادههای مرتبشده است.
برای مثال:
3، 5، 7، 9، 11
میانه برابر:
7
است.
میانه بهخصوص برای دادههای چوله و دارای مقادیر پرت مفید است.
نما پرتکرارترین مقدار یک متغیر است.
برای مثال:
2، 3، 3، 3، 4، 5
نما برابر:
3
است.
نما برای دادههای اسمی نیز قابل استفاده است.
برای مثال اگر رایجترین نوع محصول خریداریشده موبایل باشد، نما برابر با موبایل است.
شاخصهای مرکزی به تنهایی کافی نیستند.
ممکن است دو گروه میانگین یکسانی داشته باشند اما میزان پراکندگی دادههای آنها متفاوت باشد.
برای اندازهگیری پراکندگی از شاخصهایی مانند:
استفاده میشود.
انحراف معیار یا Standard Deviation نشان میدهد دادهها تا چه اندازه حول میانگین پراکنده هستند.
اگر انحراف معیار کوچک باشد، دادهها معمولاً به میانگین نزدیکتر هستند.
اگر انحراف معیار بزرگ باشد، پراکندگی بیشتر است.
برای مثال:
گروه اول:
Mean = 50
SD = 2
گروه دوم:
Mean = 50
SD = 15
هر دو میانگین یکسان دارند، اما گروه دوم پراکندگی بسیار بیشتری دارد.
برای توضیحات کامل مقاله «واریانس و انحراف معیار چیست؟» را مطالعه کنید.
دامنه تغییرات یا Range از اختلاف بین بزرگترین و کوچکترین مقدار محاسبه میشود.
برای مثال اگر:
حداقل = 10
حداکثر = 40
باشد:
Range = 30
دامنه تغییرات شاخص سادهای است، اما چون فقط به دو مقدار حداقل و حداکثر وابسته است، نسبت به دادههای پرت حساس است.
Minimum و Maximum نیز از شاخصهای ساده اما مهم آمار توصیفی هستند.
این دو مقدار میتوانند در شناسایی مشکلات داده کمک کنند.
برای مثال اگر متغیری باید بین ۱ تا ۵ باشد اما در خروجی مقدار:
Maximum = 55
دیده شود، احتمالاً خطای ورود داده وجود دارد.
به همین دلیل تحلیل توصیفی یکی از مراحل مهم کنترل اولیه کیفیت داده است.
فراوانی یا Frequency نشان میدهد هر مقدار یا گروه چند بار در دادهها تکرار شده است.
برای مثال در نمونه ۲۰۰ نفری:
زن = 120 نفر
مرد = 80 نفر
فراوانی زنان:
120
فراوانی مردان:
80
خواهد بود.
فراوانی بیشتر برای متغیرهای طبقهای کاربرد دارد.
در بسیاری از گزارشها فراوانی همراه با درصد گزارش میشود.
در مثال قبل:
زنان:
120 / 200 × 100 = 60%
مردان:
40%
گزارش درصد باعث میشود مقایسه گروهها سادهتر شود.
برای متغیرهایی مانند:
معمولاً فراوانی و درصد از مناسبترین شاخصهای توصیفی هستند.
جدول فراوانی اطلاعات مربوط به تعداد و درصد پاسخها را به صورت خلاصه نمایش میدهد.
مثال:
| سطح تحصیلات | فراوانی | درصد |
|---|---|---|
| کارشناسی | 90 | 45 |
| کارشناسی ارشد | 80 | 40 |
| دکتری | 30 | 15 |
این جدول نشان میدهد بیشتر افراد نمونه دارای مدرک کارشناسی هستند.
در خروجی Frequencies نرمافزار SPSS ممکن است دو ستون دیده شود:
Percent
و:
Valid Percent
اگر داده گمشده وجود نداشته باشد، این دو معمولاً یکسان هستند.
اما اگر برخی افراد به سوال پاسخ نداده باشند، Valid Percent فقط بر اساس پاسخهای معتبر محاسبه میشود.
این تفاوت در تحلیل پرسشنامه اهمیت دارد و باید هنگام گزارش نتایج به آن توجه شود.
نوع متغیر تعیین میکند چه شاخصی مناسب است.
برای متغیرهای کیفی مانند:
معمولاً از:
فراوانی و درصد
استفاده میشود.
برای متغیرهای کمی مانند:
میتوان از:
استفاده کرد.
بنابراین نباید همه متغیرها را به یک شکل توصیف کرد.
چولگی یا Skewness نشان میدهد توزیع دادهها تا چه اندازه متقارن یا نامتقارن است.
اگر توزیع تقریباً متقارن باشد، مقدار چولگی به صفر نزدیک است.
اگر دنباله توزیع به سمت راست کشیده شده باشد، چولگی مثبت است.
اگر دنباله توزیع به سمت چپ کشیده شده باشد، چولگی منفی است.
برای مثال در دادههای درآمد معمولاً چند مقدار بسیار بزرگ وجود دارد و این موضوع میتواند باعث چولگی مثبت شود.
بررسی چولگی میتواند به پژوهشگر کمک کند شکل توزیع را بهتر بشناسد، اما نباید به تنهایی برای تصمیمگیری درباره نرمال بودن دادهها استفاده شود.
برای بررسی کاملتر توزیع میتوانید مقاله «آزمون نرمال بودن دادهها چیست؟» را مطالعه کنید.
کشیدگی یا Kurtosis یکی دیگر از شاخصهای شکل توزیع است.
این شاخص درباره میزان تمرکز دادهها در مرکز و رفتار دنبالههای توزیع اطلاعات ارائه میدهد.
در خروجی SPSS معمولاً مقدار Kurtosis برای متغیرهای کمی قابل مشاهده است.
مقادیر بسیار بزرگ یا بسیار کوچک میتوانند نشانهای باشند که توزیع از شکل معمول فاصله دارد.
با این حال، تفسیر کشیدگی بهتر است همراه با نمودارها و سایر شاخصهای توزیع انجام شود.
خیر.
چولگی و کشیدگی اطلاعات مفیدی ارائه میدهند، اما بهتر است همراه با سایر روشها بررسی شوند.
برای مثال:
میتوانند تصویر کاملتری از دادهها ارائه دهند.
در نمونههای بزرگ نیز آزمونهای نرمالیتی ممکن است نسبت به انحرافهای بسیار کوچک حساس باشند، بنابراین تفسیر باید فقط به p-value محدود نشود.
نمودارها یکی از مهمترین ابزارهای آمار توصیفی هستند.
گاهی یک نمودار ساده میتواند اطلاعاتی را نشان دهد که در یک جدول بزرگ به راحتی دیده نمیشود.
مهمترین نمودارهای توصیفی عبارتاند از:
نوع نمودار باید با نوع متغیر و هدف تحلیل هماهنگ باشد.
Bar Chart بیشتر برای نمایش فراوانی یا درصد متغیرهای طبقهای استفاده میشود.
برای مثال میتوان تعداد افراد در مقاطع تحصیلی مختلف را نمایش داد:
ارتفاع هر ستون نشاندهنده فراوانی یا درصد همان گروه است.
این نمودار برای مقایسه گروههای مجزا بسیار مناسب است.
Pie Chart سهم هر گروه از کل را نشان میدهد.
برای مثال اگر نمونه شامل:
باشد، میتوان این نسبت را با نمودار دایرهای نمایش داد.
البته اگر تعداد گروهها زیاد باشد، Bar Chart معمولاً خوانایی بیشتری دارد.
Histogram برای بررسی توزیع متغیرهای کمی کاربرد دارد.
برخلاف نمودار میلهای، ستونهای هیستوگرام معمولاً به یکدیگر متصل هستند و بازههای یک متغیر پیوسته را نشان میدهند.
هیستوگرام میتواند به پژوهشگر کمک کند موارد زیر را بررسی کند:
برای مثال توزیع سن، نمره یا درآمد را میتوان با هیستوگرام بررسی کرد.
Box Plot یا نمودار جعبهای برای مشاهده موقعیت مرکزی، پراکندگی و دادههای پرت مفید است.
در این نمودار معمولاً:
قابل مشاهده هستند.
اگر پژوهشگر بخواهد دادههای پرت را قبل از اجرای تحلیلهای آماری بررسی کند، Box Plot یکی از ابزارهای مفید است.
نمودار پراکنش یا Scatter Plot برای بررسی رابطه بین دو متغیر کمی استفاده میشود.
برای مثال:
اگر نقاط یک الگوی تقریباً خطی داشته باشند، میتوان وجود رابطه خطی را بررسی کرد.
Scatter Plot در تحلیلهایی مانند «همبستگی پیرسون» و «رگرسیون» اهمیت زیادی دارد.
یکی از سادهترین ابزارها برای تحلیل توصیفی در SPSS، Frequencies است.
مسیر:
Analyze
↓
Descriptive Statistics
↓
Frequencies
در این بخش میتوانید متغیرهای مورد نظر را انتخاب کنید.
Frequencies بهخصوص برای متغیرهای طبقهای و بررسی فراوانی پاسخها مناسب است.
در بخش Statistics میتوان شاخصهایی مانند موارد زیر را انتخاب کرد:
به این ترتیب علاوه بر جدول فراوانی، شاخصهای توصیفی نیز محاسبه میشوند.
اگر فقط به شاخصهای مرکزی نیاز دارید، مقاله «میانگین، میانه و نما چیست؟» توضیحات کاملتری ارائه میدهد.
مسیر دیگر:
Analyze
↓
Descriptive Statistics
↓
Descriptives
است.
این بخش بیشتر برای متغیرهای کمی کاربرد دارد.
در خروجی معمولاً میتوان مواردی مانند:
را مشاهده کرد.
در بخش Options نیز شاخصهای بیشتری قابل انتخاب هستند.
یکی از ابزارهای کاملتر برای بررسی توصیفی دادهها:
Analyze
↓
Descriptive Statistics
↓
Explore
است.
Explore علاوه بر شاخصهای عددی، امکاناتی برای بررسی نمودارها و توزیع دادهها دارد.
برای مثال میتوان:
را دریافت کرد.
این گزینه زمانی مفید است که بخواهید قبل از اجرای آزمونهای استنباطی، ساختار دادهها را دقیقتر بررسی کنید.
فرض کنید یک پژوهش درباره رضایت مشتریان انجام شده است.
تعداد پاسخدهندگان:
250 نفر
خروجی SPSS برای متغیر رضایت:
N = 250
Minimum = 1.80
Maximum = 5.00
Mean = 3.92
Median = 4.00
Standard Deviation = 0.61
این نتایج نشان میدهند میانگین رضایت مشتریان حدود ۳.۹۲ است.
میانه ۴ نیز نشان میدهد مقدار مرکزی دادهها در محدوده بالایی مقیاس قرار دارد.
انحراف معیار ۰.۶۱ نشان میدهد پراکندگی پاسخها نسبت به میانگین خیلی زیاد نیست.
با این حال برای نتیجهگیری درباره خوب یا بد بودن این مقدار باید مقیاس پرسشنامه و مبنای نظری پژوهش در نظر گرفته شود.
یکی از جدولهای رایج در پایان نامه به شکل زیر است:
| متغیر | تعداد | حداقل | حداکثر | میانگین | انحراف معیار |
|---|---|---|---|---|---|
| کیفیت خدمات | 250 | 1.60 | 5.00 | 3.84 | 0.66 |
| رضایت مشتری | 250 | 1.80 | 5.00 | 3.92 | 0.61 |
| اعتماد | 250 | 1.50 | 5.00 | 3.71 | 0.73 |
| وفاداری | 250 | 1.40 | 5.00 | 3.79 | 0.69 |
بعد از جدول، باید نتایج به صورت خلاصه در متن تفسیر شوند.
صرف قرار دادن جدول SPSS بدون توضیح، گزارش مناسبی برای پایان نامه محسوب نمیشود.
در پایان نامهها معمولاً ابتدا مشخصات پاسخدهندگان گزارش میشوند.
برای متغیرهایی مانند:
بهتر است از فراوانی و درصد استفاده شود.
برای مثال:
| جنسیت | فراوانی | درصد |
|---|---|---|
| زن | 145 | 58 |
| مرد | 105 | 42 |
تفسیر:
۵۸ درصد پاسخدهندگان زن و ۴۲ درصد مرد بودهاند.
این بخش به خواننده کمک میکند ساختار نمونه تحقیق را بهتر بشناسد.
پس از ویژگیهای جمعیتشناختی، معمولاً متغیرهای اصلی تحقیق توصیف میشوند.
برای هر متغیر میتوان شاخصهایی مانند:
را گزارش کرد.
اگر دادهها به شدت چوله باشند، ممکن است گزارش میانه و IQR نیز مناسبتر باشد.
انتخاب شاخص مناسب باید بر اساس نوع داده انجام شود.
آمار توصیفی معمولاً مرحله قبل از تحلیل استنباطی است.
برای مثال قبل از اجرای رگرسیون بهتر است ابتدا:
بررسی شوند.
بعد از شناخت دادهها میتوان وارد تحلیلهایی مانند:
شد.
بنابراین آمار توصیفی فقط برای پر کردن چند جدول اولیه پایان نامه نیست، بلکه بخشی از کنترل کیفیت تحلیل داده محسوب میشود.
آمار توصیفی فقط درباره دادههای موجود صحبت میکند.
برای مثال:
«میانگین نمره گروه اول ۱۶ و گروه دوم ۱۴ بود.»
اما فقط بر اساس این دو میانگین نمیتوان گفت تفاوت از نظر آماری معنادار است.
برای بررسی معناداری باید از آزمون مناسب استفاده شود.
برای مثال اگر دو گروه مستقل باشند، ممکن است «آزمون t مستقل» استفاده شود.
بنابراین تفاوت ظاهری در آمار توصیفی لزوماً به معنی تفاوت معنادار آماری نیست.
در بسیاری از پژوهشهای کمی خیر.
آمار توصیفی دادهها را خلاصه میکند، اما اگر تحقیق دارای فرضیه یا سوال استنباطی باشد، باید آزمونهای مناسب نیز اجرا شوند.
برای مثال اگر فرضیه این باشد که:
«کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری تاثیر دارد.»
فقط گزارش میانگین کیفیت خدمات و وفاداری برای آزمون این فرضیه کافی نیست.
ممکن است به همبستگی، رگرسیون یا مدل دیگری نیاز باشد.
انتخاب روش تحلیل باید بر اساس مدل پژوهش و نوع متغیرها انجام شود.
یکی از اشتباهات رایج، گزارش میانگین برای متغیرهای اسمی است.
اگر:
1 = زن
2 = مرد
باشد، میانگین عدد ۱.۴۲ تفسیر مفیدی درباره جنسیت ایجاد نمیکند.
در چنین متغیرهایی فراوانی و درصد مناسبتر هستند.
اشتباه دیگر گزارش میانگین بدون انحراف معیار برای دادههای کمی است.
همچنین نباید از نزدیک بودن میانگین و میانه به تنهایی نتیجه گرفت که دادهها نرمال هستند.
در برخی پایان نامهها میانگین متغیر روی طیف لیکرت با عدد ۳ مقایسه میشود و بدون آزمون آماری نتیجه گرفته میشود که وضعیت متغیر «مطلوب» است.
این نوع نتیجهگیری همیشه صحیح نیست.
اگر قرار است بررسی شود میانگین جامعه با یک مقدار مشخص تفاوت دارد، ممکن است نیاز به آزمون آماری مناسب وجود داشته باشد.
همچنین مفهوم مطلوب یا نامطلوب باید از نظر نظری تعریف شده باشد، نه اینکه فقط بر اساس بزرگتر بودن عدد از ۳ تعیین شود.
یکی از کاربردهای مهم آمار توصیفی، پیدا کردن خطاهای اولیه داده است.
فرض کنید یک سوال پرسشنامه بین ۱ تا ۵ کدگذاری شده باشد.
اگر خروجی نشان دهد:
Maximum = 51
مشخص است که احتمالاً خطای ورود داده وجود دارد.
بررسی Minimum، Maximum و فراوانیها قبل از اجرای تحلیل اصلی میتواند بسیاری از این خطاها را شناسایی کند.
آمار توصیفی چیست؟ آمار توصیفی مجموعه روشهایی برای خلاصهسازی، سازماندهی و نمایش دادهها است.
مهمترین شاخصهای آن عبارتاند از:
همچنین نمودارهایی مانند Histogram، Bar Chart و Box Plot میتوانند برای شناخت بهتر دادهها استفاده شوند.
در SPSS ابزارهای:
از مهمترین بخشها برای تحلیل توصیفی هستند.
آمار توصیفی باید قبل از بسیاری از تحلیلهای پیشرفته بررسی شود، زیرا به پژوهشگر کمک میکند کیفیت دادهها و ساختار اولیه آنها را بشناسد.
برای تکمیل این بخش بهتر است مفاهیم «میانگین، میانه و نما» و «واریانس و انحراف معیار» نیز در کنار این مقاله مطالعه شوند.
آمار توصیفی مجموعهای از روشها برای خلاصه کردن، توصیف و نمایش ویژگیهای دادههای موجود است.
میانگین، میانه، نما، انحراف معیار، واریانس، فراوانی، درصد، حداقل و حداکثر از مهمترین شاخصها هستند.
آمار توصیفی دادههای موجود را خلاصه میکند، اما آمار استنباطی از نمونه برای نتیجهگیری درباره جامعه استفاده میکند.
از بخش Analyze > Descriptive Statistics میتوان به ابزارهایی مانند Frequencies، Descriptives و Explore دسترسی داشت.
معمولاً خیر. برای متغیرهای اسمی مانند جنسیت، فراوانی و درصد مناسبتر هستند.
معمولاً میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر گزارش میشوند. در دادههای چوله میتوان از میانه و IQR نیز استفاده کرد.
خیر. برای بررسی معناداری آماری باید آزمون استنباطی مناسب اجرا شود.
زیرا میتواند خطاهای ورود داده، دادههای پرت، دامنه متغیرها و ویژگیهای اولیه توزیع را مشخص کند.