دسته بندی محصولات

صبر کن! کجا می خوای بری؟
قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

در دنیای واقعی، ذهن انسان همیشه با قطعیت ریاضی (اعداد ۱ تا ۹) کار نمیکند. روش روش AHP قطعی، خبره را مجبور میکند تا یک عدد دقیق برای ترجیحات خود انتخاب کند، اما در بسیاری از مسائل تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، پاسخها با ابهام همراه هستند. روش AHP فازی با معرفی بازههای عددی، به خبره اجازه میدهد تا تردید خود را در مدل ریاضی لحاظ کند و بدین ترتیب، نتایج حاصله به واقعیت ذهن انسان نزدیکتر میشود.
این رویکرد در پژوهشهای تحقیق در عملیات به عنوان ابزاری برای کاهش ریسک قضاوت شناخته میشود. وقتی از اعداد فازی (مثلثی یا ذوزنقهای) استفاده میکنیم، در واقع یک حاشیه امنیت برای تصمیمگیری ایجاد کردهایم. اگر در یک پایاننامه مدیریتی یا مهندسی، دادهها کیفی و مبتنی بر حدس و گمان باشند، استفاده از مدل فازی به جای مدل قطعی، اعتبار علمی بخش آمار و تحلیل داده را به شدت افزایش میدهد و نشاندهنده دقت محقق است.
ما در سایت فرابگیر معتقدیم که آموزش مدیریت مدرن بدون درک مفاهیم فازی ناقص است. روش AHP فازی (FAHP) نه تنها ابهام را مدیریت میکند، بلکه از سوگیریهای ناشی از اجبار خبره به انتخاب یک عدد واحد جلوگیری میکند. این روش به ویژه در پروژههای استراتژیک، ارزیابی ریسک و انتخاب تکنولوژی که آینده آنها شفاف نیست، به عنوان استاندارد طلایی شناخته میشود.
روش AHP فازی در واقع فازی سازی روش تحلیل سلسله مراتبی کلاسیک است. با توجه به این امر ابتدا تحلیل سلسله مراتبی را تبیین می کنیم و پس از آن مراحل تحلیل سلسله مراتبی فازی را با مثالی ملموس اجرا می کنیم.
فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تصمیمگیری با معیارهای چندگانه بهکار میرود زیرا با استفاده از این مدل میتوان معیارها را به صورت سلسله مراتبی با هم مقایسه کرد. این معیارها میتوانند کمی و یا کیفی باشند. تحلیل سلسله مراتبی (AHP) توسط توماس ال، ساعتی در دهه 1970 ارائه شده است. روش AHP فازی بر اساس مقایسات زوجی انجام میشود.
به عنوان مثال میخواهیم چندین مکان را برای احداث سالن ورزشی با هم مقایسه کنیم. این مکانها دارای ویژگیهای متفاوت هستند. تمام معیارهایی که برای انتخاب یک سالن ورزشی مناسب باید در نظر گرفته شود را بررسی کردهایم.
میخواهیم با استفاده از این معیارها زمینهای مناسب را شناسایی و اولویت بندی کنیم. برای اینکار از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده میکنیم و با توجه به نظرات خبرگان تصمیمگیری چندمعیاره را انجام میدهیم.
فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) عبارتست از فازی سازی روش AHP کلاسیک با استفاده از اعداد و محاسبات فازی. هنگامی که اولویتها عدم اطمینان و عدم دقت را نشان میدهند، اعداد قطعی و دقیق برای نشان دادن قضاوت زمانی خیلی مناسب نیست.در جهت مقابله با ابهام، اعداد فازی مثلثی و AHP در روش فازی برای حل تصمیمگیری مسائل ادغام شدهاند.

برای برخورد با ابهام موجود در نظرات انسانها، لطفی عسگرزاده در سال ۱۹۶۵، نظریه مجموعههای فازی را ارائه داد تا عدم قطعیتی را که به علت ابهام و عدم دقت در رویدادها ایجاد شده است، تحت مدل درآورد. چانگ در سال ۱۹۹۲ روشی بسیار ساده را برای بسط فرآیند تحلیل سلسله مراتبی به فضای فازی ارائه داد.
روش AHP فازی که مبتنی بر میانگین حسابی نظرات خبرگان و روش نرمالسازی ساعتی و با استفاده از اعداد مثلثی فازی توسعه داده شده بود، مورد استقبال محققان قرار گرفت. با یک مثال ساده سلسله مراتبی فازی را بیشتر توضیح میدهیم.
فرض کنید برای اولویت بندی دروس دانشجویان معیارهایی وجود دارد، اما برای این معیارها اعداد قطعی جوابگو نیستند، پس ناچاریم از اعداد غیر قطعی یا فازی استفاده کنیم.
همانطور که AHP روش های مختلفی دارد، AHP فازی نیز دارای تنوع هایی است که هر کدام برای موقعیت های خاصی مناسب هستند. در اینجا به برخی از متداول ترین انواع AHP فازی اشاره می کنیم:
انتخاب نوع روش AHP فازی مناسب برای یک موقعیت خاص به عوامل مختلفی از جمله ماهیت تصمیم، در دسترس بودن داده ها و ترجیحات تصمیم گیرنده بستگی دارد.
روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) ابزاری قدرتمند برای حل مسائل تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) با معیارها و جایگزین های فازی است. AHP فازی چانگ یکی از محبوب ترین روش های FAHP است که توسط Chang در سال 1992 معرفی شد.
در این راهنمای جامع، مراحل روش AHP فازی چانگ را به صورت گام به گام شرح می دهیم. این مراحل شامل:
در این مرحله ابتدا ساختار سلسله مراتبی تصمیم با استفاده از سطوح هدف، معیار و زیرمعیارها ترسیم میشود.

بهمنظور انجام مقایسههای زوجی اعداد فازی را تعریف می کنیم. می توان نظر خبرگان را در قالب عباراتی مانند: مهم تر، خیلی مهم تر و… دریافت کرد و سپس آنها را با استفاده از جدول زیر به اعداد فازی مثلثی تبدیل نمود.
| عبارت کلامی | عدد فازی مثلثی | عدد فازی معکوس |
| اهمیت دقیقا مساوی | (1و1و1) | (1و1و1) |
| کمی مهم تر | (2/3و1و2/1) | (2و1و3/2) |
| مهم تر | (2و2/3و1) | (1و3/2و2/1) |
| خیلی مهم تر | (2/5و2وو2/3) | (3/2و2/1و5/2) |
| خیلی زیاد مهم تر | (3و2/5و2) | (2/1و5/2و3/1) |
| کاملا مهم تر | (2/7و3و2/5) | (5/2و3/1و7/2) |
در این مرحله ماتریسهای توافقی را مطابق با درخت تصمیم و با استفاده از نظرات خبرگان تشکیل داده و سپس نرخ ناسازگاری مطابق روش گوگوس و بوچر محاسبه میگردد. ماتریس مقایسه زوجی بهصورت زیر خواهد بود:

زمانی که بیش از یک خبره جداول نظرات را پر می نماید، می بایست از میانگین حسابی برای تجمیع نظرات تصمیم گیرندگان استفاده نمود. این میانگین را به صورت زیر محاسبه می کنیم:

مقدار Si برای هر یک از سطرهای ماتریس مقایسه زوجی که خود یک عدد فازی مثلثی است از رابطه زیر محاسبه میشود:

که در این رابطه i بیانگر شماره سطر و j بیانگر شماره ستون میباشد.mjgi در این رابطه اعداد فازی مثلثی ماتریسهای مقایسه زوجی هستند. سایر مقادیر را میتوان به ترتیب از روابط زیر محاسبه کرد:

در روابط بالا li,mi,ui به ترتیب مولفههای اول تا سوم اعداد فازی هستند.
به طور کلی اگرM1=(l1,m1,u1) و M2=(l2,m2,u2) دو عدد فازی مثلثی باشند، طبق ماتریس مقایسه زوجی درجه بزرگی m1 نسبت بهm2 به صورت زیر تعریف میشود:


از طرف دیگر میزان بزرگی یک عدد فازی مثلثی از K عدد فازی مثلثی دیگر از رابطه زیر به دست میآید:

برای محاسبه وزن معیارها و گزینهها در ماتریسهای مقایسه زوجی از رابطه زیر استفاده میشود:

بنابراین بردار وزن نرمالسازی نشده به صورت زیر خواهد بود:

برای محاسبه بردار وزن نهایی باید بردار وزن محاسبه شده در مرحله قبل را نرمالسازی کرد بنابراین:

سایر مراحل مشابه روش تحلیل سلسله مراتبی کلاسیک خواهد بود.
یک تصمیم گیرنده قصد دارد جهت اعلام دانشکده برتر از بین دو دانشکده علوم پایه و مهندسی با توجه به سطح کیفی آن ها با این فرض که کیفیت دانشکده ها از کیفیت چهار عامل دانشجو، استاد، امکانات و مدیریت ناشی می شوند، با روش AHP فازی تصمیم گیری نماید.

ماتریس مقایسه زوجی معیارها نسبت به هدف در جدول زیر آورده شده است.
| Q | دانشجو | استاد | امکانات | مدیریت | ||||||||
| دانشجو | 1 | 1 | 1 | 1/2 | 2/3 | 1 | 1 1/2 | 2 | 2 1/2 | 2/5 | 1/2 | 2/3 |
| استاد | 1 | 1 1/2 | 2 | 1 | 1 | 1 | 1 1/2 | 2 | 2 1/2 | 2/3 | 1 | 2 |
| امکانات | 2/5 | 1/2 | 2/3 | 2/5 | 1/2 | 2/3 | 1 | 1 | 1 | 1/3 | 2/5 | 1/2 |
| مدیریت | 1 1/2 | 2 | 2 1/2 | 1/2 | 1 | 1 1/2 | 2 | 2 1/2 | 3 | 1 | 1 | 1 |
ماتریس مقایسات زوجی گزینه ها نسبت به هریک از معیارها در جداول بعدی نشان داده شده است.
| P1: استاد | دانشکده مهندسی | دانشکده علوم پایه | P2: مدیریت | دانشکده مهندسی | دانشکده علوم پایه | |||||||||
| دانشجو | 1 | 1 | 1 | 2/3 | 1 | 2 | دانشجو | 1 | 1 | 1 | 1/2 | 2/3 | 1 | |
| استاد | 1/2 | 1 | 1 1/2 | 1 | 1 | 1 | استاد | 1 | 1 1/2 | 2 | 1 | 1 | 1 | |
| P3: دانشجو | دانشکده مهندسی | دانشکده علوم پایه | P4: امکانات | دانشکده مهندسی | دانشکده علوم پایه | |||||||||
| دانشجو | 1 | 1 | 1 | 1 | 1 1/2 | 2 | دانشجو | 1 | 1 | 1 | 2/3 | 1 | 2 | |
| استاد | 1/2 | 2/3 | 1 | 1 | 1 | 1 | استاد | 1/2 | 1 | 1 1/2 | 1 | 1 | 1 | |
در مرحله اول، با استفاده از آنالیز توسعه ی چانگ، وزن های نسبی معیارها و گزینه ها را محاسبه می کنیم.
∑Mjg1= (1, 1, 1) + (1/2, 2/3, 1) + (3/2, 2, 5/2) + (2/5, 1/2, 3/2) = (3.4, 4.17, 5.17)
∑Mjg2= (4.17, 5.50, 7.50) | ∑Mjg3= (2.13, 2.40, 2.83) | ∑Mjg4= (5, 6.5, 8)
∑∑Mjgi = (3.4, 4.17, 5.17)+(4.17, 5.50, 7.50)+(2.13, 2.40, 2.83)+(5, 6.5, 8)=(14.7, 18.57, 23.5)
[∑∑Mjgi]-1= [1/23.5 , 1/18.57, 1/14.7] = (0.043, 0.054, 0.068)
S1 = (3.4, 4.17, 5.17) * (0.043, 0.054, 0.068) = (0.145, 0.224, 0.351)
S2 = (4.17, 5.50, 7.50) * (0.043, 0.054, 0.068) = (0.177, 0,296, 0.510)
S3 = (2.13, 2.40, 2.83) * (0.043, 0.054, 0.068) = (0.091, 0.129, 0.193)
S4 = (5, 6.5, 8) * (0.043, 0.054, 0.068) = (0.213, 0.350, 0.544)
و به همین ترتیب برای 4 ماتریس مقایسه زوجی p1, p2, p3, p4 مقادیر زیر بدست می آیند:
| P1 | ضرب در معکوس -استاد | P2 | ضرب در معکوس – مدیریت | ||||
| S1 | 0.303 | 0.500 | 0.947 | S1 | 0.300 | 0.400 | 0.571 |
| S2 | 0.273 | 0.500 | 0.789 | S2 | 0.400 | 0.600 | 0.857 |
| P3 | ضرب در معکوس – دانشجو | P4 | ضرب در معکوس – امکانات | ||||
| S1 | 0.400 | 0.600 | 0.857 | S1 | 0.303 | 0.500 | 0.947 |
| S2 | 0.300 | 0.400 | 0.571 | S2 | 0.273 | 0.500 | 0.789 |
در مرحله دوم محاسبه درجه ی ارجحیت درجه امکان پذیری Si بر Sk را بدست می آوریم.

S1 = (0.145, 0.224, 0.351) S2 = (0.177, 0,296, 0.510)
V (S1≥S2) = (0.177-0.351) / (0.224-0.351)-(0.296-0.177) = 0.708
V (S1≥S3) = 0.224 > 0.129 = 1
به همین منوال سایر مقایسات انجام می پذیرد.
| مقایسات زوجیQ | مقایسات زوجیQ | ||
| V(S1>S2) | 0.708 | V(S2>S1) | 1.000 |
| V(S1>S3) | 1.000 | V(S2>S3) | 1.000 |
| V(S1>S4) | 0.525 | V(S2>S4) | 0.847 |
| MIN | 0.525 | MIN | 0.847 |
| مقایسات زوجیQ | مقایسات زوجیQ | ||
| V(S3>S1) | 0.336 | V(S4>S1) | 1.000 |
| V(S3>S2) | 0.085 | V(S4>S2) | 1.000 |
| V(S3>S4) | 0.000 | V(S4>S3) | 1.000 |
| MIN | 0.000 | MIN | 1.000 |
| مقایسات زوجی P1 | مقایسات زوجیP2 | ||
| V(S1>S2) | 1 | V(S1>S2) | 0.462 |
| V(S2>S1) | 1 | V(S2>S1) | 1 |
| MIN | 1 | MIN | 0.462 |
| مقایسات زوجیP3 | مقایسات زوجیP4 | ||
| V(S1>S2) | 1 | V(S1>S2) | 1 |
| V(S2>S1) | 0.46 | V(S2>S1) | 1 |
| MIN | 0.46 | MIN | 1 |
V(S1≥S2, S3, S4) = min { V(S1≥S2), V(S1≥S3), V(S1≥S4)} =min {0.708,1 , 0.521 } = 0.52
V(S2≥S1, S3, S4) = min {0.708,1 , 0.521 } = 0.85
V(S3≥S1, S2, S4) = min {0.708,1 , 0.521 } = 0.00
V(S4≥S1, S2, S3) = min {0.708,1 , 0.521 } = 1.00
پس از محاسبه مقدار W’ برای اهداف و همچنین شاخص ها باید اوزان را نرمال نمود. جهت نرمال نمودن اوزان و محاسبه W هر وزن بر مجموع اوزان تقسیم می گردد.
W’ = [0.52, 0.85, 0.00, 1.00] مجموع اوزان = 0.52+0.85+0+1 = 2.37
W = [0.52/2.37, 0.85/2.37, 0.00/2.37, 1.00/2.37] = > W= [0.22, 0.36, 0, 0.42]
| W’ بردار وزنQ | 0.52 | 0.85 | 0.00 | 1.00 | |
| W نرمال Q | 0.22 | 0.36 | 0.00 | 0.42 | |
| W’ بردار وزن | 1.00 | 1.00 | W’ بردار وزن | 0.46 | 1.00 |
| W نرمال P1 | 0.50 | 0.50 | W نرمال P2 | 0.32 | 0.68 |
| W’ بردار وزن | 1.00 | 0.46 | W’ بردار وزن | 1.00 | 1.00 |
| W نرمال P3 | 0.68 | 0.32 | W نرمال P4 | 0.50 | 0.50 |
پس از ضرب هر یک از اوزان زیرمعیارها در وزن معیار اصلی وزن نهایی گزینه ها بدست می آید.
وزن نهایی دانشکده مهندسی =(0.22*0.68) +(0.36*0.5) +(0*0.5) +(1*0.32) =0.46
وزن نهایی دانشکده علوم پایه =(0.22*0.32) + (0.36*0.5) +(0*0.5) +(1*0.68) =0.54
درنهایت مشاهده می شود که دانشگاه علوم پایه با داشتن وزن بیشتر بهترین دانشکده دانشگاه است.
گام های روش AHP فازی باکلی را می توان در پنج مرحله خلاصه کرد.
مرحله 1: ایجاد ماتریس مقایسه همتا که قضاوت های ذوزنقه ای فازی معیار ith در ردیف را در برابر معیار j ام در ستون به شرح زیر نشان می دهد:


مرحله 2: محاسبه میانگین هندسی هر معیار در ماتریس مقایسه زوجی به صورت زیر محاسبه می شود:

مرحله 3: سپس میانگین هندسی سطرها نرمال میشود.

مرحله 4: وزن نهایی هر عنصر مشخص خواهد شد.

پس از بدست آمدن وزن نهایی دو راهکار وجود دارد.
در این مثال پس از ترسیم نمودار فرایند تحلیل سلسلهمراتبی و تشکیل ماتریس مقایسه زوجی و اخذ دیدگاه خبرگان ، ماتریس سطح معیارها و همین طور گزینه ها تشکیل می شود.

ماتریس تصمیم 4 گزینه به صورت زیر تشکیل می شود.

ابتدا میانگین هندسی سطرها را محاسبه و سپس نرمال می کنیم.

در گام نهایی وزن ها را محاسبه و قطعی می کنیم و گزینه برتر انتخاب می شود.

دو پژوهشگر به نام گاگوس و بوچر (۱۹۹۸) روشی را برای محاسبه درجه سازگاری ماتریسهای مقایسات زوجی فازی ارائه نمودهاند. در این روش به منظور بررسی سازگاری، لازم است گام های زیر را انجام دهیم.

در مرحله اول ماتریس مثلثی فازی را به دو ماتریس تقسیم کنید. ماتریس اول از اعداد میانی قضاوت های مثلثی تشکیل می شود و ماتریس دوم شامل میانگین هندسی حدود بالا و پایین اعداد مثلثی می شود.
ماتریس Am از مقادیر میانی ترجیحات خبرگان تشکیل میشود.

ماتریس Ag از میانگین کران بالا و پایین TFN تشکیل میشود.

بردار وزن هر ماتریس را با استفاده از روش ساعتی به ترتیب زیر محاسبه کنید.


بزرگترین مقدار ویژه برای هر ماتریس از طریق زیر محاسبه می شود.

در ادامه به دنبال روش ساعتی، شاخص های سازگاری (CI) که نشان دهنده انحراف از سازگاری کامل هستند، توسط روابط زیر محاسبه می شود.

ساعتی برای بهدست آوردن مقادیر شاخص های تصادفی (RI)، ۱۰۰ ماتریس را با اعداد تصادفی و با شرط متقابل بودن ماتریس ها تشکیل داده و مقادیر ناسازگاری و میانگین آنها را محاسبه نمود. اما از آنجا که مقادیر عددی مقایسات فازی همواره عدد صحیح نیستند و حتی در این صورت هم میانگین هندسی، آنها را عموماً به اعداد غیرصحیح تبدیل میکند، حتی در صورت استفاده از مقیاس (۹-۱) ساعتی نیز نمی توان از جدول شاخصهای تصادفی (RI) ساعتی استفاده کرد.
بنابراین گوگوس و بوچر با تولید ۴۰۰ ماتریس تصادفی مجدداً جدول شاخص های تصادفی (RI) را برای ماتریسهای مقایسات زوجی فازی تولید کردند.

برای محاسبه نرخ ناسازگاری (CR)، شاخص CI را بر مقدار شاخص تصادفی (RI) تقسیم کنید. در صورتی که مقدار حاصل کمتر از ۰/۱ باشد، ماتریس سازگار و قابل استفاده تشخیص داده می شود.
CR = CI / RI
روشن است در پایان دو نرخ ناسازگاری وجود خواهد داشت که با CRm و CRg نمایش داده میشود. اگر هر دو روش نرخ ناسازگاری را بالای ۰٫۱ نشان دهد باید با تجدیدنظر در نتایج از خبرگان خواسته شود مجدداً ماتریسها را تکمیل کنند. همچنین حتی اگر یکی از دو مقدار هم از آستانه ۰٫۱ بزرگتر باشد توصیه اکید آن است که مقایسهها از نو انجام شود.
فرض کنید می خواهیم برای ماتریس زیر نرخ ناسازگاری را محاسبه می کنیم.

ابتدا ماتریس را به دو ماتریس جداگانه همانند مرحله 2 تقسیم می کنیم. سپس با میانگین گیری و محاسبه وزن ها مقدار لاندا را محاسبه می کنیم.

در گام نهایی ابتدا مقدار CI را محاسبه و با تقسیم آن بر مقدار تصادفی RI نرخ ناسازگاری مشخص می شود. اگر مقدار نهایی از 0.1 کمتر باشد ماتریس ما سازگار است.

مشاهده می شود که مقدار CRg از 0.1 بیشتر است لذا توصیه می شود که مقایسهها از نو توسط خبرگان انجام شود.
گام اول: برش آلفای معادل یک (جایی که تابع عضویت برابر یک است) را برای درایه های ماتریس فازی مقایسات زوجی تعیین کنید. در صورتیکه درایه ها به صورت اعداد فازی ذوزنقه ای (a,b,c,d) باشند برش آلفای یک به صورت [ Lij , Uij ] تعریف می شود که Lij=b و Uij=c می باشد.
گام دوم: مقدار انحراف مجاز (ƌ) را تعیین کنید. برای این کار با استفاده از سایز ماتریس و جدول RI مقدار RI آن را تعیین و سپس ƌ را از ضرب RI در 0.1 (وقتی مقدار آن از 0.1 کمتر باشد سازگار است ) بدست آورید.
گام سوم: با استفاده از ƌ و Lij و Uij مدل زیر را حل نمایید.

که در آن متغیر های β 1 , β 2, Wi , Wj , β 1ij , β 2ij متغیر های تصمیم اند.
پس از حل رو صورتیکه β=0 ، ماتریس با انحراف مجاز ƌ سازگار است. اما وقتی β>0 به این معنی است که برای برش آلفا یک امکان تعدیل وزن با انحراف مجاز ƌ برای این مجموعه درایه ها وجود ندارد.
ماتریس مقایسات زوجی زیر را در نظر بگیرید و سازگاری آن را بدست آورید:

گام اول: Lij=b و Uij=c

گام دوم:
تعداد درایه ماتریس N = 3, RI = 0, 58 -> ازجدول -> ƌ = 0.1 * 0.58 = 0,058
گام سوم:
Min β = β 1 + β 2
S.to
Ln [(1 – 0.058) 1/3] ≤ Ln W1 – Ln W2 + β 112 – β 212 ≤ Ln [(1 + 0.58) 1/3]
Ln [(1 – 0.058) 1/2] ≤ Ln W1 – Ln W3 + β 113 – β 213 ≤ Ln [(1 + 0.58) 1/2]
Ln [(1 – 0.058) 3] ≤ Ln W2 – Ln W1 + β 121 – β 221 ≤ Ln [(1 + 0.58) 3]
Ln [(1 – 0.058) 1] ≤ Ln W2 – Ln W3 + β 123 – β 223 ≤ Ln [(1 + 0.58) 2]
Ln [(1 – 0.058) 2] ≤ Ln W3 – Ln W1 + β 131 – β 231 ≤ Ln [(1 + 0.58) 2]
Ln [(1 – 0.058) 1/2] ≤ Ln W3 – Ln W2 + β 132 – β 232 ≤ Ln [(1 + 0.58)1]
β1 ≥ β 112, β 113, β 121, β 123, β 131, β 132,
β2 ≥ β 212, β 213, β 221, β 223, β 231, β 232,
β1ij, B2ij ≥ 0 i, j = 1…n , i ≠j
با حل مدل فوق خواهیم دید که مقدار β برابر صفر می گردد. لذا در سطح انحراف 0,058 ماتریس سازگار است.
روش جمع:
ماتریس مقایسات جفت:
سازگاری:
محاسبات:
مزایا:
معایب:
انتخاب روش:
انتخاب بین AHP فازی چانگ و AHP فازی بوکلی به عوامل مختلفی از جمله ماهیت تصمیم، در دسترس بودن داده ها و ترجیحات تصمیم گیرنده بستگی دارد.
روش AHP فازی (FAHP) نقطه عطفی در گذار از تفکر سنتی به تفکر مدرن در مدیریت است. روش AHP فازی به ما میآموزد که برای رسیدن به دقتِ بیشتر، لزوماً نباید از اعداد صلب و قطعی استفاده کرد، بلکه باید «ابهام» موجود در واقعیت را به رسمیت شناخت. با مدلسازی ترجیحات انسانی به وسیله بازههای فازی، ما مدلی میسازیم که در برابر تغییرات جزئی در نظرات خبرگان، پایداری بیشتری نشان میدهد و خروجیهای آن در بخش آمار و تحلیل داده قابل اعتمادتر است.
در پیادهسازی این مدل، محقق باید توجه داشته باشد که هدف از فازیسازی، پیچیده کردن مسئله نیست، بلکه افزایش «روایی» نتایج است. انتخاب صحیح توابع عضویت و دقت در فرآیند دیفازیسازی، دو رکن اصلی هستند که موفقیت یک پروژه FAHP را تضمین میکنند. این متد به ویژه در کشورهای توسعهیافته برای تصمیمگیریهای حساس دولتی و صنعتی که با آیندهای غیرقطعی روبرو هستند، به شدت مورد استفاده قرار میگیرد.
ما در سایت فرابگیر بر این باوریم که تسلط بر ابزارهای فازی، مزیت رقابتی هر پژوهشگر در حوزه تحقیق در عملیات است. به همین منظور، استفاده از ابزارهای کمکی مانند فایل اکسل روش AHP فازی را توصیه میکنیم تا دغدغههای محاسباتی مانع از تمرکز شما بر تحلیلهای کیفی و مدیریتی نشود. با FAHP، شما نه تنها وزن معیارها را میسنجید، بلکه «اطمینان» را به فرآیند تصمیمگیری خود تزریق میکنید.
روش چانگ به دلیل سادگی محاسباتی، محبوبترین متد در پایاننامههاست، اما یک نقد بزرگ به آن وارد است: در این روش گاهی وزن برخی معیارها به اشتباه «صفر» محاسبه میشود. در مقابل، روش باکلی که بر پایه میانگین هندسی فازی است، پیچیدگی بیشتری دارد اما نتایج آن بسیار دقیقتر و منطقیتر است و هرگز وزن معیار را صفر نمیکند. در آکادمی نرمافزار فرابگیر، ما معمولاً روش باکلی را برای مقالات علمی سطح بالا (ISI) پیشنهاد میدهیم تا از دقت ریاضی خروجیها اطمینان حاصل شود.
محاسبه نرخ ناسازگاری در روش AHP فازی کمی متفاوت از روش قطعی است. روش رایج این است که ابتدا ماتریس فازی را به یک ماتریس قطعی (با استفاده از میانگین فازی) تبدیل کرده و سپس نرخ ناسازگاری را مشابه روش AHP قطعی به دست آوریم. اگر نرخ ناسازگاری کمتر از 0.1 باشد، یعنی قضاوتهای فازی خبره نیز دارای پایداری منطقی هستند. اگر این نرخ رعایت نشود، ابهام موجود در اعداد فازی نمیتواند بینظمی در قضاوتها را توجیه کند و پرسشنامه باید بازنگری شود.
خیر؛ یکی از مزایای روشهای فازی این است که به دلیل عمق اطلاعاتی هر عدد فازی، حتی با تعداد کمی خبره (مثلاً ۳ تا ۵ نفر) نیز میتوان به نتایج معتبری دست یافت. در واقع، کیفیت تخصص خبره در تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) بسیار مهمتر از تعداد آنهاست. اعداد فازی مثلثی به خوبی نوسانات کوچک در نظرات همین تعداد محدود را پوشش میدهند و با استفاده از میانگین هندسی فازی، خروجی نهایی به یک اجماع علمی و دقیق میرسد.