در اکثر متدهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، گزینهها صرفاً با یکدیگر مقایسه میشوند. اما روش ARAS با یک رویکرد متفاوت وارد عمل میشود؛ این روش معتقد است که برای سنجش دقیق،
در قلمرو تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، تعیین وزن معیارها همیشه با چالش «سازگاری» و «خستگی خبره» همراه بوده است. روش BWM با یک رویکرد ساختاریافته و با استفاده از مدلهای بهینهسازی
در فرآیند تصمیمگیری چندمعیاره، تعیین وزن اهمیت معیارها گامی است که مستقیماً بر نتیجه نهایی تأثیر میگذارد. روش SWARA یکی از جدیدترین متدهای وزندهی ذهنی (Subjective) است که بر اساس
در میان تمامی متدهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، روش SAW به عنوان قدیمیترین و مستقیمترین روش شناخته میشود. فلسفه این متد بسیار ساده است: امتیاز نهایی هر گزینه، حاصلجمع ضرب امتیاز
در دنیای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، گاهی معیارها به قدری با هم در تضاد هستند که هیچ گزینهای نمیتواند در همه شاخصها بهترین باشد. روش VIKOR که مخفف یک عبارت صربی
روش TOPSIS یکی از روشهای تصمیم گیری چند شاخصه (MADM) است که به رتبه بندی گزینه ها می پردازد. در این روش از دو مفهوم “حل ایده آل” و “شباهت به حل ایده
روش AHP یا (Analytical Hierarchy process-AHP) که به فرایند تحلیل سلسه مراتبی مشهور است، یکی از کارآمد ترین تکنیک های تصمیم گیری می باشد که بر اساس مقایسه های زوجی
در فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی، نرخ ناسازگاری در AHP (Consistency Ratio) شاخصی حیاتی است که به ما میگوید قضاوتهای خبره تا چه حد با منطق ریاضی سازگار هستند. طبق منطق انتقالپذیری،
روش AHP (Analytic Hierarchy Process) یکی از پرکاربردترین روشهای تصمیمگیری چندمعیاره است که برای وزن دهی معیارها در مسائل پیچیده استفاده میشود. در بسیاری از مسائل واقعی، تصمیمگیرنده با مجموعهای
روش ELECTRE که مخفف ELimination Et Choix Traduisant la REalité است، در اواخر دهه ۶۰ میلادی در فرانسه ابداع شد تا با نگاهی واقعبینانهتر به حذف گزینههای نامناسب بپردازد. این
