دسته بندی محصولات

صبر کن! کجا می خوای بری؟
قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

روش IPA (Impact-Practicality Analysis) یا تحلیل تأثیر-عملیاتی، یک روش تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) نسبتاً جدید است که در سال 2015 توسط Bruce Vojak و همکاران معرفی شد. این روش با هدف غلبه بر محدودیتهای روشهای سنتی MCDM، بهویژه در محیطهای پیچیده و پویا، توسعه یافته است. IPA با تمرکز بر ارزیابی همزمان تأثیر (Impact) و عملیاتی بودن (Practicality) گزینهها، به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا گزینههایی را انتخاب کنند که هم نتایج مطلوبی داشته باشند و هم قابل اجرا باشند.
مدل های متعدی برای اندازه گیری و ارزیابی کیفیت خدمات وجود دارد اما عموما محققان معتقد هستند که مشهورترین و متداولترین مدل در این زمینه، مدل سروکوال است.
این مدل توسط پاراسورامان و همکاران در سال 1985 ارائه شده است. پاراسورامان 5 بعد را برای سنجش خدمات قایل می باشد (پاراسارامون، زیتهامل و بری، 1988). اما به این مدل ایرادات زیادی وارد است. از مهمترین ایراداتی که به مدل پاراسورامان وارد شده، توجه نکردن به اهمیت هر شاخص و وجود انتظارات درارزیابی می باشد (نورالسنا، سقایی، شادالویی و صمیمی، 1387).
برای حل این مشکل و رتبه بندی شاخص ها، در کنار مدل سروکوال از مدل (IPA (Importanace-Performance Analysis بهره برده شده است که این مدل می تواند نتایج تحقیق را مستحکم تر ارائه دهد.
زمانیکه سعی می شود کیفیت خدمات و همچنین رضایت مشتری افزایش یابد تحلیل اهمیت/عملکرد، می تواند ابزاری مفید برای اولویت بندی شاخص های خدمت باشد (دنگ و پی،2009).در واقع مدل از نوع تصمیم گیری چند معیاره است.
مدل IPA، توسط مارتیلا و جیمز ارائه شده است. اهمیت فزاینده ی مدل در آسیب شناسی و مشخص کردن نقاط قوت و ضعف سیستم و کارایی آن در شناخت اولویت ها و اتخاذ استراتژی های بهبود، موجب شده که مدل مذکور در زمینه های پژوهشی و عملیاتی مختلف، ازجمله: سلامت، زمینه های مالی، سیستم های اطلاعاتی و آموزش به کار گرفته شود.

در ابتدا باید معیارهایی که قرار است تحلیل شوند مشخص گردد بنابراین اولین گام در این تکنیک مشخص نمودن مولفه های کیفیت در آن زمینه می باشد. برای شناسایی این معیارها می توان از مرور ادبیات و روش هایی چون روش دلفی نیز بهره برد.
در واقع، تحلیل عملکرد- اهمیت، ابزار مؤثری برای ارزیابی موقعیت رقابتی سازمان، شناسایی فرصت های پیشرفت و نیز طراحی استراتژی های بازاریابی و ارائه خدمت هدفمند است. از طریق تشكیل ماتریس دوبعدی كه محور افقی آن ادراك مشتریان از عملكرد (كیفیت) هر ویژگی و محور عمودی آن اهمیت آن ویژگی در تصمیم گیری مشتریان را نشان می دهد، می توان پیشنهادهای مؤثری را برای مدیران ارائه كرد.
این ماتریس دو بعدی را ماتریس تحلیل عملکرد- اهمیت می نامند.
مدل تحلیل عملکرد- اهمیت، مدلی چند شاخصه است. درواقع، اثربخشی این مدل، شدیداً به شاخص های تحلیلی آن بستگی دارد. در مدل IPA ،هر شاخص از منظر دو بُعد “اهمیت (وضع مطلوب)” و “عملکرد (وضع موجود عوامل)”، مورد ارزیابی قرار می گیرد.
در این مدل، معیار اهمیت برای مشخص نمودن اینکه تخصیص منابع در کجا حیاتی تر است، استفاده می شود. تکنیک IPA توسط یک ماتریس تحلیل عملکرد-اهمیت ساختاردهی می شود. این ماتریس از دو محور تشکیل شده است که محور X های آن عملکرد و محور Y های آن اهمیت را نشان می دهد.
این ماتریس در شکل زیر نشان داده شده است که به چهار ربع تقسیم می شود و در هر ربع، راهبرد خاصی قرار دارد، کمک به فرایند تصمیم گیری است. از این ماتریس، برای شناخت درجه اولویت شاخص ها جهت بهبود، استفاده می شود.

اهمیت، ارزش نسبی شاخص ها در کیفیت را نشان می دهد. از آنجا که تحلیل مجزای داده ها بُعد عملکرد و بُعد اهمیت، به خصوص هنگامی که هر دو مجموعه داده ها، همزمان مورد مطالعه قرار می گیرند، ممکن است معنی دار نباشند، لذا داده های مربوط به سطح اهمیت و عملکرد شاخص ها، روی شبکه ای دوبعدی همانند شکل فوق نمایش داده می شوند.
این شبکه ی دوبعدی، ماتریس اهمیت/عملکرد یا ماتریس IP نامیده می شود. نقش ماتریس، که درواقع از چهار قسمت یا ربع تشکیل شده و در هر ربع استراتژی خاصی قرار دارد، کمک به فرآیند شناخت تصمیم گیری است.
در مدل IPA سنجش شاخص ها می تواند در مقیاس 5، 7 یا 9 درجه ای صورت گیرد، داده های مربوط به میزان اهمیت و سطح عملکرد هر یک از آنها، با استفاده از پرسش نامه جمع آوری می شود. برای این منظور از مشتریان در مورد هر شاخص، دو سوال پرسیده می شود، میزان اهمیت شاخص مورد نظر و سطح عملکرد در آن شاخص.
در این ناحیه، اهمیت فرآیند بسیار بالا، ولی عملكرد فرآیند ضعیف می باشد، بنابراین فرآیندهای این بخش آسیب پذیرند و باید در اولویت بهبود قرار گیرند. مشخصات درک شده برای افراد مهم است اما سطح عملکرد سازمان در آن مشخصات کم است.
در واقع این ربع ضعف سازمان یا شرکت را نشان می دهد نکته اساسی این است که ناتوانی برای شناسایی مشخصه ها در این ربع، موجب رضایت پایین مشتری می شود. در حقیقت تلاش برای بهبود باید در بالاترین اولویت قرار گیرد زیرا ضعف اساسی در این ناحیه است.
این ربع به عنوان قوت اصلی سازمان در نظر گرفته می شود که باید ادامه یابد. اهمیت فرآیند بسیار بالا و عملكرد فرآیند قوی است، لذا فرآیندهای این بخش به عنوان مزایای رقابتی، نگهداری و مورد توجه بیشتری قرار می گیرند.
در این ربع عوامل مشخص شده از نظر اهمیت دارای اهمیت پایینی هستند. همچنین سازمان نیز در آن معیارها ضعف دارد . از طرفی چون اهمیت چندانی ندارند شرکت نباید در این بخش تمرکز زیادی داشته باشد و منابع خود را در این بخش تلف کند. تنها باید منابع محدود در این بخش استفاده شود.
در این ربع معیارها دارای اهمیت پایینی هستند اما عملکرد شرکت در این بخش زیاد است. در این بخش در واقع هدر رفتن منابع صورت می گیرد. به عبارت دیگر، منابع تخصیص یافته به این ویژگی ها بیش از مقدار لزوم است و باید جای دیگری مصرف شوند.
این مدل به مدل ربعی معروف است. منطقه ای است كه در آن اهمیت فرآیند كم ولی عملكرد فرآیند بسیار قوی می باشد، لذا فرآیندهای این بخش موجب اسراف در سازمان هستند و باید به گونه ای حذف شوند یا از آنها بهره برداری مناسب انجام گیرد.
بدین ترتیب هر مشخصه j ام دارای یک درجه اهمیت و یک درجه عملکرد است.


که در اینجا m تعداد مشخصه هایی است که مورد سنجش قرار می گیرند.


برای سهولت بیشتر جهت تجزیه و تحلیل، آن را به صورت زیر نرمالیزه نمایید.

حال مشخصه هایی که دارای SWj بیشتری هستند باید در اولویت بالاتر جهت بهبود قرار گیرند.
شرکتی به دنبال این است که بداند کدامیک از مولفه های کیفی را جهت کسب رضایت مشتری بهبود دهد و اولویت آن ها چگونه است.
| ردیف | نام عوامل |
| 1 | سهم بازار |
| 2 | فروش |
| 3 | EPS |
| 4 | رضایت کارکنان |
| 5 | حقوق و دستمزد |
| 6 | انگیزش |
| 7 | ارتقا |
| 8 | کرامت |
| 9 | امکانات IT |
| 10 | پاسخگویی سریع |
| ردیف | نام عوامل | اهمیت bj | عملکرد Cj | ||||
| 1 | سهم بازار | 7 | 5 | 8 | 5 | 4 | 3 |
| 2 | فروش | 8 | 8 | 9 | 6 | 5 | 5 |
| 3 | EPS | 6 | 8 | 5 | 3 | 4 | 2 |
| 4 | رضایت کارکنان | 7 | 6 | 8 | 5 | 4 | 3 |
| 5 | حقوق و دستمزد | 9 | 8 | 7 | 4 | 3 | 5 |
| 6 | انگیزش | 6 | 7 | 8 | 4 | 2 | 6 |
| 7 | ارتقا | 4 | 5 | 7 | 3 | 2 | 3 |
| 8 | کرامت | 3 | 2 | 4 | 4 | 3 | 2 |
| 9 | امکانات IT | 8 | 7 | 6 | 7 | 6 | 5 |
| 10 | پاسخگویی سریع | 6 | 5 | 7 | 4 | 6 | 5 |
| میانگین هندسی نظرات | |||
| ردیف | نام عوامل | اهمیت bj | عملکرد Cj |
| 1 | سهم بازار | 6.54 | 3.91 |
| 2 | فروش | 8.32 | 5.31 |
| 3 | EPS | 6.21 | 2.88 |
| 4 | رضایت کارکنان | 6.95 | 3.91 |
| 5 | حقوق و دستمزد | 7.96 | 3.91 |
| 6 | انگیزش | 6.95 | 3.63 |
| 7 | ارتقا | 5.19 | 2.62 |
| 8 | کرامت | 2.88 | 2.88 |
| 9 | امکانات IT | 6.95 | 5.94 |
| 10 | پاسخگویی سریع | 5.94 | 4.93 |
| آستانه اهمیت و عملکرد | 6.391 | 3.996 |

| محاسبه Owj و Swj | |||
| ردیف | Owj | Swj | اولویت |
| 1 | 17.2 | 0.104 | 6 |
| 2 | 25.0 | 0.151 | 2 |
| 3 | 20.7 | 0.125 | 5 |
| 4 | 21.1 | 0.127 | 4 |
| 5 | 32.2 | 0.194 | 1 |
| 6 | 23.1 | 0.139 | 3 |
| 7 | 13.4 | 0.081 | 7 |
| 8 | 0.0 | 0.000 | 10 |
| 9 | 7.0 | 0.042 | 8 |
| 10 | 6.0 | 0.036 | 9 |
مشخص است که معیار 5 نیازمند تغییر و بهبود می باشد.
روش IPA یک ابزار قدرتمند و انعطافپذیر برای تصمیمگیری چندمعیاره است که با تمرکز بر ارزیابی همزمان تأثیر و عملیاتی بودن گزینهها، به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا گزینههایی را انتخاب کنند که هم نتایج مطلوبی داشته باشند و هم قابل اجرا باشند. با وجود برخی محدودیتها، IPA میتواند در طیف گستردهای از مسائل تصمیمگیری مورد استفاده قرار گیرد و به بهبود کیفیت تصمیمگیری کمک کند.
IPA با تمرکز بر ارزیابی همزمان تأثیر و عملیاتی بودن گزینهها، از سایر روشهای MCDM متمایز میشود. این رویکرد باعث میشود که گزینههای انتخابی واقعبینانهتر و قابل اجرا باشند.
ارزیابی تأثیر و عملیاتی بودن گزینهها میتواند بر اساس قضاوت و تجربه تصمیمگیرندگان، دادههای کمی و کیفی، و نظرسنجی از ذینفعان مختلف انجام شود.
خیر، IPA یک روش بصری و نسبتاً ساده است که نیاز به دانش تخصصی ریاضی یا آماری ندارد.
نتایج IPA بهصورت یک ماتریس دو بعدی نمایش داده میشوند که به تصمیمگیرندگان امکان میدهد تا به سرعت و به آسانی گزینهها را بر اساس تأثیر و عملیاتی بودن آنها مقایسه کنند. گزینههایی که در ناحیه بالا-راست ماتریس قرار دارند، بیشترین تأثیر را دارند و در عین حال قابل اجرا هستند.
IPA برای مسائل با تعداد گزینههای زیاد ممکن است مناسب نباشد، زیرا نمایش بصری ماتریس دو بعدی در این موارد دشوار میشود. در این موارد، میتوان از روشهای دیگر MCDM استفاده کرد.