نظریه مدرنیست:

  • اساس : جهان منتظم | معنا : مدیریت بی نظمی از طریق اراده و نیت انسان| رویکرد علمی به زندگی، در نتیجه کارا و اثر بخش بودن سازمان

مدرنیسم چیست:

گاهی برای توصیف جهان منظم و عقلایی و همچنین چالشی، گاهی برای توصیف جهان بیش از حد کنترل شده، گاهی برای توصیف جهانی که در آن عمده افراد سرکوب شده و نخبگان توان اعمال قدرت دارند.

سازمان از نظر مدرنیسم:

سیستمی متشکل از زیر سیستم ها و اجزاء که با یکدیگر ترکیب و کلیتی به نام سازمان را می سازند . سازمان برای کارایی و اثر بخشی می بایست ساختاری شفاف و منظم را دارا باشد.

روش دستیابی به هدف فوق: بوروکراسی و نظم سلسله مراتبی. توانمندسازی سازمان در مقابل تغییرات

ویژگی معماری مدرن

  • فناوری جدید و رد معماری دوران قبل ، ساختار یافته و منظم ، میل به خطی بودن، متکی به رویکردهای علمی به مهندسی و طراحی، تبدیل به پدیده جهانی شده است.

رگه های مشترک تناسب بین نظریه سازمان مدرنیست و مفهوم کلی مدرنیسم:

  1. جهانی بودن و قابل برگردان به همه فرهنگها
  2. رد گذشته و ارائه شیوه ای جدید جهت فهم سازمان
  3. برداشت دو گانه :
    1. حامی ایجاد اشکال منصفانه به جهت وجود نظم مبتنی بر منطق و عقل (زیبایی شناختی: مطبوع)
    2. ابزاری در دست مستبدین جهت اعمال قدرت
    3. زیبایی شناختی: بی رحم
  4. حرفه ای شدن زبان سازمان و مدیریت.: فراگیری از طریق واحدهای بازرگانی، ام بی ای و توسعه مدیریت

سه جنبه کلیدی مدرنیست:

  • هستی شناسی: علم یا مطالعه هستی، شیوه فهم ماهیت واقعی یک موجود انسانی.( میل به نظم و عقلانیت)

آنچه مدرنیسم آن را اساس واقعی سازمان ها می داند. به عنوان مثال : • جهان منظم است • افراد و سازمان ها قابل نظم دهی هستند •

شکل گیری هستی شناسی مدرن: • زندگی سازمانی تحت حاکمیت عقلانیت • جهان های طبیعی و اجتماعی در قالب سیستم ها

نکات مدرنیست:  1) نوید پیروزی عقل بر نظرات شخصی و خرافات 2) تهدید: خصوصیات مثبت که خود می توانند روح انسانی را

نابود کنند به علت توجه زیاد به سیستم های بی نقص دچار سکته ناشی از تحلیل می شوند. عواطف را به علت غیر عقلایی نادیده گرفتن در حالی علت مشکلات عواطف می باشند

  • شناخت شناسی: اصطلاح فلسفی. تمایز بین درست و نادرست (کمی شدن اطلاعات به وسیله شیوه های علمی)
  • آنچه مدرنیست اعتقاد دارد که شیوه درک ما از حقایق و واقعیت های زندگی سازمانی است. به عنوان مثال : • استفاده از ابزارهای نظام مند برای درک اتفاقات سازمان • استفاده از ابزار علمی برای غربال بهترین افراد

ایراد: کار طبقه مافوق و مدیران فکری و عقلانی، ولی کار کارکنان صف کسالت آور.

ایده های اصلی شناخت شناسی مدرنیست:

  • واقعیت را به شیوه هایی عمیقاً ساختار یافته تصویر کنند (جهان سازمانی دور از عاطفه انسانی)

ایراد: مباحث انسانی از میان رفته و جایگاه افراد عقلایی بالاتر از افراد عاطفی می باشد

  • سازمان ها باید کنترل سخت، ساختاری شفاف داشته باشند. • وقتی به سازمان می آییم عاطفه را پشت در بگذاریم.

دو گونه شناخت شناسی و رویکرد متفاوت به پزشکی

  • پزشکی مدرنیست: • استفاده از شیوه های دقیق علمی قابل عینیت و اندازه گیری کمی. • بدن سیستم است ولی رسیدگی به اجزاء سیستم مهمتر از کلیت سیستم می باشد . توسعه تخصص گرایی • مشابه رویکرد مدرنیست به سازمان از لحاظ تکیه بر عقلانیت در تصمیم گیری، اتکا به فرد متخصص، علمی بودن مدیریت و سازمان
  • پزشکی سنتی چینی: • بدن یک کلیت یکپارچه است و اجزای آن مرتبط می باشند. • منشا بیماری، محلی یا به واسطه عدم تعادل دیگر بخش ها • هدف: بازیابی تعادل میان جنبه های فیزیکی، عاطفی و روانی فرد. • الگوی منحصر به فرد بیمار و درمان وی • رویکردی متفاوت به سازمان و مدیریت است. منحصر به فرد بودن موقعیت و در پی تعادل بین جنبه های فیزیکی، عاطفی و روانی سازمان است.
  • فناوری: بهترین حالت سازمان منظم بودن و عقلایی بودن آن است، ولی باید ظرفیت تغییر را دارا باشد (حیاتی بودن طرح سازمان، بوروکراسی).
  • مدیران با بکارگیری شیوه های علمی قادر به درک اتفاقات درون و برون سازمانی می باشند. • فناوری مدرنیسم ابزارهایی هستند که بوسیله آنها برنامه کاری مدرنیسم در سازمان پیاده می شود و باعث محقق شدن امور فوق الذکر می شود.

فن آوری کلیدی زیر بنای مدرنیسم:

  • بوروکراسی و فرآیندهای مدیریت مدرنیست. • وجود سلسله مراتب، در نتیجه اثر بخشی و کارایی سازمان. • آگاهی افراد از وظایف و جایگاه در سازمان. • مدیریت یک مهارت تخصصی است.
  • انتقاد: کنترل زندگی توسط سازمان از طریق فشار بوروکراسی و اجبار مدیرانی که هدف آنان کنترل کردن است.
  • تناقص: خلق سازمان مدرنیست در جهت کنترل جهان بی نظم ولی در نهایت کنترل خودمان توسط سازمان مدرنیست.• مثال :

مقایسه فناوری اطلاعات  با زندان تمام دید. القای نظارت همیشگی و دائمی(کنترل کارمندان اتحادیه خودرو توسط رایانه ها .

ویژگی های اصلی نظریه سازمان مدرنیست:

  • انطباق طرح سازمان با اصول سیستم ها و نظم عقلایی
  • ناگریز بودن تغییر ولی امکان مدیریت آن با شیوه های عقلایی. توجه به تغییر علاوه بر توجه به نظم و عقلانیت
  • قیاس افراد به سازمان با نسبت اجزا به ماشین
  • با وجود انتقاد به مدرنیسم و ادعا درباره تاریخ مصرف گذشتن آن، هنوز بسیاری از فناوری های مدیریت و فرآیند توسعه سازمانی بر پایه مدرنیسم مستقر هستند.

نظریه عمومی سیستم ها:

  • تمام جهان طبیعی و اجتماعی به مثابه سیستم ها قابل توصیف هستند. نظریه عمومی سیستم ها رویکردی برای درک ماهیت بنیادین سیستم ها می باشد.ارگانیزم های زیستی از شکل تک سلولی تا جامعه پیچیده، همگی سیستم هستند و از تعدادی اجزا -زیر سیستم ها- بوجود آمده اند که گاه شکلی ساده و گاه بصورت پیچیده به هم وابسته هستند.

رسالت نظریه عمومی سیستم ها: استخراج اصول جهان شمولی که برای همه سیستم ها معتبر باشد.

عناصر کلیدی (ضروریات کار ویژه) هر سیستم مثل فرد، خانواده، سازمان و اجتماع جهت بقا :

  • هدف: آنچه می خواهیم باشیم. سازمان از چرایی وجودش آگاه است و لذا همواره به دنبال تعادل می باشد. در سازمان مدرنیست آن بخش که دنبال وضع اهداف است. معمولاً مدیریت ارشد می باشد.
  • یکپارچگی: اعضای سازمان به شیوه همکارانه با هم کار می کنند.این امر یکی از کارهای کلیدی کارکنان مدیریتی یا زیرساختهای فناوری اطلاعات می باشد.
  • ناپیدایی (فرهنگ) : دیدگاهی مخفی، بخشی از بعد ”بدیهی پنداشته شده“ سازمان می باشد.محلی برای حفظ الگوهای نهادینه شده سیستم شامل فرآیندهایی که در سازمان مدیریت تعارض جای گرفته اند.
  • انطباق: برای بقا دست به تغییر می زنیم چه برای حفط تعادل یا حرکت به سمت سطح بالاتری از تعادل. در سازمان مدرنیست بخشهای کارکردی (کار ویژه ای) به این امر مشغولند مثل بازاریابی(بیرون) ویا منابع انسانی (درون)

سلسله مراتب دانش متناظر با سطوح مختلف پیچیدگی در درک سازمانها توسط نظریه سیستم ها.

سطح 1 چارچوب ها:  (الگوهایی ابتدایی ایستا، سیستم های ساده) نظریه سازمان(سیستم اولیه، اهداف، شیوه انجام اعضاء، شیوه انطباق اعضاء و …)

سطح 2 ساعت گونه: (حرکت از ایستایی به ماشین گونه: هماهنگی، علت و معلول، مهندسی) نظریه سازمان(فعالیت خوب سازمان همچنین و همه افراد درجای خود بوده و محیط بیرون تغییر عمده ای ندارد.)

سطح 3 ترموستات: آغاز انتقال و تغییر اطلاعات در سیستم(برقراری ارتباط اعضاء خصوص ماهیت کار)

سطح 4 سیستم باز: (هم با محیط و هم درون به شیوه ای پیچیده تعامل دارد) سازمان پویا تر با تغییر بیرونی تغییر می کند اما هنوز مانند یک سیستم است

سطح 5 باغ گیاهان: سلول های حیات تفکیک و پیچیدگی بیشتر است| سازمان سیستم زنده با تنوع بیشتر است

سطح 6 باغ وحش:دنیای حیوانات، کسب اطلاعات، ساختاربندی دانش و درجاتی از تغییر پیش بینی ناپذیری رفتار، غریزه جمع گرایی

در سازمان موجودات انسانی وجود دارند. به شیوه ای رفتار می کنند که از هویت گروهی شان تبعیت کنند.

سطح 7 دنیای افراد: شکل گیری خود آگاهی، بازاندیشی، نهادسازی برقراری ارتباط| سازمان ها محل هایی هستند از افرادی با نیازها و تمایلات خاص که در صورت اثر بخشی سازمان ؛تحقق نیازهای افراد وجود دارد .

سطح 8 دنیای اجتماع: رابطه بین فرد و سازمان های اجتماعی و جامعه شکل گیری فرهنگ| سازمان ها محل هایی هستند که در انها گروه ها و عنصر اجتماعی بسیار مهم هستند

سطح 9 متعالی: طرح سؤال نا ممکن درباره زندگی بعد معنوی| سازمان ها محل هایی هستند اکه در آن اعضا به ظرفیت بالقوه شان نایل

می شوند

واکاوی دیدگاه سیستم های باز:

  • چشم انداز و رسالت اصلی پایه هدف اصلی سازمان می باشند
  • رهبری زیر سیستم کلیدی مانند یک ناخدای کشتی
  • توانایی محوری ارزشمند
  • فناوری جهت تولید و کنترل اعضا
  • ارتباطات ایجاد حلقه های بازخوری جهت تصمیم گیری
  • فرهنگ ارزش ها و اهداف سازمان را حفظ می کنند
  • استراتژی جهت مشخصشدن انتظارات از اعضا
  • ساختار مناسب با هدف غایی
  • محیط به عنوان محملی برای واکاوی رابطه بین محیط و سازمان

چرا مدرنیست ها عاشق نظریه سیستم هستند؟

  • در پی نظم و عقلانیت
  • کنترل دانش از طریق جریان اطلاعات و گردآوری نظم یافته داده ها
  • تمایل به حصول تصویر کامل
  • تمایل به سلسله مراتب
  • تمایل درک اتفاقات سازمان
  • در پی همکاری در سازمان و جلوگیری از تعارض
  • استفاده مدیران از اصول علمی جهت ایجاد نظم در سازمان
  • فراهم کردن ساختار فکری دقیقی برای واکاوی سازمان
  • توانایی بررسی رابطه میان سازمان و محیط خارجی با نظریه سیستم

علل بدبینی نویسندگان معاصر به نظریه سیستم ها:

  • امکان انتخاب اشتباه مسیر به علت پایبندی افراطی به این نظریه
  • در پی مقرراتی که بتواند مشکلات را درمان کند، امکان ایجاد مشکلات نیز وجود دارد. در حالی که رویکرد عمل گرایانه از طلب قوانین جدید بهتراست.
  • نبود تناسب مورد نیاز می تواند منجر به تعارضات سودمندی شود.
  • به علت پویا بودن سازمان شکل زیر سیستم ها و روابط آنها متغیر می باشد.
  • از دست دادن حساسیت برای سازمانهای خوش ساخت بخصوص جهت سازمان های بزرگتر.
  • در سطوح پایین تفکر سیستمی، ارتباط سازمان و محیط کم و در سطوح بالاتر سازمان به حالت سیستم باز تبدیل می شود.

چگونگی شکل دادن زیر بنای فهم سنتی رابطه سازمان و جامعه از نظر سازمان مدرنیست:

  • ایده بوروکراسی، شیوه ای کنترل شده و نظام یافته برای سازماندهی افراد جهت حداکثر کارایی می باشد.
  • اشغال پست های سازمانی توسط افراد متخصص در سازمان های بوروکراتیک.
  • انجام وظیفه افراد سازمان به گونه ای غیر شخصی و بی طرفانه و بدون حب و بغض می باشد.
  • تسریع فعالیت ها از طریق ابزارهای مدرن منجر به افزایش سرعت آگاهی در کلیه امور و لذا ایجاد فشار جهت تسریع سرعت واکنش مدیریتی می گردد.
  • بهترین حالت زمانی جهت چنین واکنشی، معمولاً بوسیله سازمان بوروکراتیک امکان پذیر است.

آیا بوروکراسی خلاف اخلاق است؟

  • علیرغم غیر شخصی و عقلایی بودن ساختار بوروکراتیک، این ساختار کاملاً آزاد از عواطف نیست. از نظر مرتون جامعه شناس، انضباط لازم جهت کار در بوروکراسی بوسیله محدود کردن اختیار فرد و عملکرد منظم در فعالیت های یکنواخت حمایت می شود. از نظر وی اینگونه تعهدات می تواند منجر به مشکلاتی شود:
    • میل به نظم مهمتر از هدف اولیه سازمان شود
    • لایه های رهبری و مدیریت ارشد در سلطه بزدلی مدیرانی هستند که فقط و فقط به نظم نیاز دارند.
    • دور شدن افراد از دیدگاه اخلاقی نسبت به اقدامات خود در بوروکراسی.
    • توسعه رویکردهای یکنواخت و عقلایی توسط بوروکراسی، منجر به اختناق انگیزه های اخلاقی میشود.
    • بی حسی اعضا در فرآیند عادی سازی بوروکراتیک
    • مقابله با تقدیر گرایی بوروکراتیک
    • وبر: ناگزیر بودن بوروکراسی قابل کنترل است و اثرات منفی آن توسط اراده انسان کاهش می یابد. روش مخالفت با این رویه ماشینی در جهت صیانت از آزادی انسانی چیست؟ توسعه هوش عاطفی و ذهنی و بازاندیشی

سه الگوی غالب بروکراتیک در سازمان

بوروکراسی نمایشی: وجود قوانین ولی توافق غیر رسمی جهت عدم پیروی از آنها

  • عمدتاً توسط فرد بیرونی تحمیل شده ولی توسط افراد درونی توافق جهت عدم پیروی آنها شده است:

بوروکراسی نماینده: وجود قوانین و توافق اعضا در خصوص اهمیت آنها

  • مثال قوانین ایمنی که مورد توافق اعضا باشد.

بوروکراسی مبتنی بر مجازات: تحمیل قوانین و پیروی از آنها به علت ترس از مجازات یا انتظار پاداش

  • مثال: تحمیل قانون از اتحادیه به مدیریت و پیروی از آنها اجباراً و بدون حس تعهد

نظریه اقتضائی، ترکیبی میان نظریه مدرنیست سازمان و رویکرد نو مدرنیسم می باشد.

رویکرد مدرنیست سنتی به نظریه اقتضائی: قوانین کلی جهت تبیین اتفاقاتی که در سازمانی خاص رخ می دهد.

رویکرد نو مدرنیست: اعضای سازمان الگوهای توانایی شان را در میان اقتضائاتی که با آنها مواجهند می سازند.

فرهنگ سازمانی: شیوه هایی که اعضای سازمان به شکل دهی نوعی هویت، ارزش های مشترک و ایجاد برداشت مشترک از آنچه سازمان شان هست، می پردازد.

فرهنگ سازمانی مانند زیر سیستم در سازمان است: دیدگاه مدرنیست

فرهنگ چیزی است مردم آن را می سازند: نظریه انعکاسی و بازاندیشانه

مفهوم فرهنگ سازمانی اساساً مبهم است: پست مدرن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

X
سوالی دارین؟