نظریه نومدرنیست بدین جهت نو خوانده می شود که دغدغه آن قرار داد انسان ها در کانون (قلب) سازمان است از این حیث مدرنیست است که فرض می کند “سازمان های” اثربخش اساس ترقی انسان هستند.

دو مکتب کلیدی نومدرنیست:

  • نهضت روابط انسانی: سازمان ها نیازمند رهبری و مدیریتی با وجهه انسانی هستند تا بدین ترتیب بهترین محیط را برای افراد ایجاد نمایند.
  • سازمان دموکراتیک: بر ایده توانمند سازی همه اعضای سازمان تاکید دارند.

نظریه نومدرنیسم این ایده را که افراد در سازمان ها تنها برای پاداش مادی کار می کنند و انگیزه اصلی آنها برای بیشتر کار کردن نیز دستیابی به پاداش بیشتر است را رد می کنند. آنها بر این باورند که افراد برای دلایل متعددی ، پاداش اقتصادی، رضایت شخصی، عضویت در یک گروه اجتماعی، تعلق داشتن به یک سازمان در سازمان ها کار می کنند و به منظور اثر بخش بودن سازمان ها نیاز های مختلفی را که با این ابعاد انسانی سروکار دارند، دست اندرکار می بینند.

نظریه سازمان به چه نحو می تواند به واکاوی موضوعات بحث برانگیزی چون رهبری، انگیزش، شکل گیری گروه ها و فرهنگی که اعضا را قادر سازد تا در کارشان اثربخش تر باشند بپردازد؟

  • واکاوی و ترکیب بینش های متفاوت از علوم اجتماعی: هسته فکری رویکردهای نومدرنیسم را به نظریه سازمان شکل میدهد
    1. روان شناسی: نظریه های انگیزش، نظریه های رهبری
    2. جامعه شناسی: رهبری و جامعه، قدرت و فرمانروایی
    3. انسان شناسی: فرهنگ سازمانی
  • استفاده از روش شناسی و فنون علوم اجتماعی: پایه تجربی استواری را برای مطالعه سازمان ها فراهم می آورند
    1. روان شناسی کاربردی: آزمون های روان شناسی
    2. جامعه شناسی کاربردی: تحلیل سیستمی
    3. انسان شناسی کاربردی: رویکردهای قوم نگارانه به منظور درک عمیق تر فرهنگ ها
  • به چه نحو ماهیت انسان را دریافته و فهم کنیم ( نوعی فلسفه سازمانی محوری): هستی شناسی یا عقیده ای در مورد ماهیت سازمان که چارچوب های را جهت واکاوی فراهم می آورد.
    1. از یک سو هستی شناسی آن ها انسان گرایانه است. انها انسان ها را کانون نظم طبیعت می دانند و برنقش فرهنگ و ارزش بر توسعه سازمان تاکید دارند
    2. از سوی دیگر هستی شناختی که دنیای انسانی از گذرگاه رویکرد سیستمی قابل فهم است و آن ها به بازاندیشی درمورد چگونگی امکان یکپارچه سازی نظریه و اقدام عملی بپردازند.
  • کاربردها برای کسب و کار مدیریت
    1. رهبری و مدیریت و اداره
    2. توسعه سازمانها ، روابط میان اعضا
    3. توسعه روابط میان کارکنان و مدیریت

چهار ترکیب مختلف از علم، فنون علمی و رویکرد نومدرنسیت ( مدل روتلیسبرگر)

  • توسعه سازمان: به اهمیت فرهنگ و طرح سازمان ها در این فرآیندهای تغییر اشاره دارد.
  • مدیریت منابع انسانی: روانشناسی به همراه رویکردهای نومدرنیست منجر به رویکردهای خاص نسب به مدیریت منابع انسانی می گردد.
  • ما سازمانی مردم محور هستیم: اعضا سازمان باوردارند که از ان ها حمایت می کند.
  • دنیای اعجازگران مدیریت: یعنی متخصصینی که بر عامل انسانی تاکید دارند. یعنی چکونه باید با مردم برخورد کرد تا بهترین نتیجه را گرفت.

مکتب روابط انسانی:

ترکیبی از علوم اجتماعی، فنون مرتبط با این علوم اجتماعی و دیدگاهی خاص نسبت به ماهیت این رابطه یسن اعضای سازمان و سازمانشان را عرضه میدارد. این رویکرد همچنین نوعی نگرش را در افراد ترغیب می کند مانند این که خدمت به جامعه همانند خدمت به منافع شخصی مهم است. کار تیمی و پیروری همکارانه

ایده های  نومدرنیست ها به فرهنگ در پی انسانی کردن و حتی تا حدی دموکراتیک کردن محیط کاری هستند به گونه ای که کارکنان بتوانند نسیت به خودشان و محیط های کاریشان احساس خوبی بکنند.

در مکتب نومدرنیسم فرهنگ در 3 سطح تجلی می یابد

  • مصنوعات (رسانه های فرهنگ): سطح بیرونی، اینجا وجوه مشهود مانند محیط فیزیکی، زبان مورد استفاده، سیمای آن ها و دیگر پدیده ایی است که یک فرد وقتی با یک گروه جدید دارای فرهنگ ناآشنا مواجه می شود آنها را می بیند، می شنود و حس میکند ( بوییدن، لمس کردن، شنیدن، دیدن)
  • ارزش های مورد حمایت(فرایند های انتقال فرهنگ): این ارزش ها در گروه یا سازمان مشترک بوده و اعضا را قادر می سازد تا عدم اطمینان را در حوزه های بسیار مهم فعالیت شان کاهش دهند.(سطح بدیهی پنداشته و شعور متعارف زندگی سازمانی، انتقال ارزش ها از طریق اموزش، مقررات رسمی و غیر رسمی رفتار کردن، شیوه های مورد انتظار از افراد، نشست های رسمی معمول)
  • پیش فرض های بنیادین(قبل فرهنگ، ایدیولوژی): این ها ارزش ها و باورهایی راجع به این که چیستی کار هستند که انقدر توسط اعضا بدیهی پنداشته می شوند که به ندرت و شاید هیچ وقت زیر سوال نمی روند.(ارزش های اصلی سازمان و هدف آن)

گرایش های مدیران: بخش گرایی، انزواگرایی، نخبه گرایی، مدگرایی، ساختارگرایی، عمل گرایی

چهار ویژگی شرکت های ماندگار:

  • فرهنگ این شرکت ها نسبت به محیط حساس است
  • آنها بواسطه نوعی حس قوی هویت منسجم هستند
  • آزادمنش هستند به ویژه در مورد انجام فعالیت های درون حاشیه ها
  • در سرمایه گذاری محافظه کارانه اند.

نظریه نومدرنیست

نظریه نومدرنیست به چه نحو چالش هایی را در طرح سازمان ها ایجاد می کند؟

  • رویکرد فرآیندی: معتقد است اگر طرح دورنی سازمان پایدار باشد، سازمان می تواند در مقابل هرگونه فشاری از محیط خارجی برآن وارد می شود، دوام آورد. که این موضوع از طریق سازمان یادگیرنده امکان پذیر خواهد بود.
  • رویکرد توسعه سازمانی: در مورد پیاده سازی موضوعات بحث برانگیز تغییر در سازمان، توسل به نظریه ها و روش شناسی های علوم اجتماعی زیربنای محکمی را فراهم می آورد. معطوف به کارکرد افراد در سازمان و چگونگی بهبود ویادگیری انان و همچنین نوعی دست به تغییر بزنند که بتوانند مزایایی علوم اجتماعی را انخاذ نمایند.
  • رویکردتمرکز بر کلیت سیستم: تاکید بر این که سازمان یک اجتماع است
  • مراکز ارزیابی و توسعه مدیریت: ابرازهایی برای ارزیابی توانایی های بالقوه و توسعه اعضای سازمان
  • توسعه مشاوده دهی: هم سو سازی فرد با سازمان

آیا نظریه نومدرنسیت چشم اندازهای نویی به سازمان دارد؟

  • رویکردی روشن و قابل تشخیص برای درک موضوعات بحث برانگیز اصلی انسانی سازمان ها ایجاد کرد.

برای کسب و کار و صنعت جذاب شد زیرا  به نظر می رسید راه حل هایی را برای موضوعات انگیزش و تعهد ارائه میدهد.

نظریه نومدرنیست نظریه نومدرنیست نظریه نومدرنیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X
سوالی دارین؟