دسته بندی محصولات

صبر کن! کجا می خوای بری؟
قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

در بسیاری از مسائل تصمیمگیری، انتخاب بهترین گزینه تنها بر اساس یک معیار امکانپذیر نیست. زمانی که چند عامل مختلف مانند هزینه، کیفیت، زمان، اهمیت فنی یا نظر کارشناسان در تصمیمگیری نقش داشته باشند، نیاز به یک روش علمی برای بررسی و اولویتبندی معیارها وجود دارد.
روش AHP یا تحلیل سلسله مراتبی یکی از شناختهشدهترین روشهای تصمیمگیری چندمعیاره است که برای حل مسائل پیچیده تصمیمگیری استفاده میشود. این روش با تبدیل یک مسئله پیچیده به ساختاری سلسله مراتبی، امکان مقایسه معیارها و گزینهها را فراهم میکند.
در روش تحلیل سلسله مراتبی تصمیمگیرنده ابتدا هدف اصلی را مشخص میکند، سپس معیارها و گزینههای تصمیم را در قالب یک ساختار درختی سازماندهی کرده و با استفاده از مقایسههای زوجی، اهمیت هر معیار و اولویت هر گزینه را تعیین میکند.

در این مقاله روش AHP را به صورت کامل بررسی میکنیم و مراحل اجرای آن، مفهوم مقایسه زوجی، نحوه تعیین وزن معیارها، نرخ ناسازگاری و کاربردهای این روش را توضیح میدهیم.
اگر قصد اجرای عملی محاسبات AHP را دارید، پس از مطالعه این مقاله میتوانید مقاله «مثال حل شده روش AHP + دانلود فایل اکسل» را بررسی کنید.
روش AHP مخفف عبارت Analytic Hierarchy Process به معنی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی است. این روش توسط توماس ساعتی در دهه ۱۹۷۰ ارائه شد و امروزه یکی از پرکاربردترین تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره محسوب میشود.
ایده اصلی روش تحلیل سلسله مراتبی این است که مسائل پیچیده تصمیمگیری را به بخشهای کوچکتر تقسیم کند. در یک مسئله واقعی معمولاً تصمیمگیرنده با هدف، معیارها، زیرمعیارها و گزینههای مختلف روبهرو است. روش AHP این اجزا را در یک ساختار سلسله مراتبی قرار میدهد تا تحلیل آنها سادهتر شود.
برای مثال، فرض کنید یک سازمان قصد دارد بهترین تأمینکننده خود را انتخاب کند. هدف انتخاب بهترین تأمینکننده است، معیارها میتوانند شامل قیمت، کیفیت، زمان تحویل و سابقه همکاری باشند و گزینهها نیز تأمینکنندگان مختلف هستند.
در این شرایط، روش AHP کمک میکند مشخص شود:
کاربرد روش AHP محدود به یک حوزه خاص نیست و در زمینههای مختلف مانند مدیریت، مهندسی صنایع، اقتصاد، برنامهریزی، انتخاب فناوری، ارزیابی عملکرد و پژوهشهای دانشگاهی استفاده میشود.
برخی از کاربردهای مهم روش تحلیل سلسله مراتبی:
| حوزه | کاربرد |
|---|---|
| مدیریت | انتخاب استراتژی مناسب |
| مهندسی صنایع | انتخاب بهترین گزینه تولیدی |
| بازاریابی | اولویتبندی عوامل مؤثر |
| مدیریت پروژه | انتخاب پیمانکار |
| منابع انسانی | انتخاب و ارزیابی کارکنان |
در بسیاری از پایاننامهها نیز روش AHP برای تعیین وزن معیارها یا اولویتبندی عوامل مورد استفاده قرار میگیرد.
مهمترین ویژگی روش AHP ایجاد یک ساختار سلسله مراتبی برای مسئله تصمیمگیری است. این ساختار باعث میشود یک مسئله پیچیده به چند سطح سادهتر تقسیم شود.
به طور معمول ساختار AHP شامل سه سطح اصلی است:
سطح اول: هدف تصمیمگیری
در بالاترین سطح، هدف اصلی قرار میگیرد. هدف میتواند انتخاب بهترین گزینه، رتبهبندی عوامل یا تعیین اولویتها باشد.
سطح دوم: معیارها و زیرمعیارها
در این بخش عواملی که بر تصمیمگیری تأثیر دارند قرار میگیرند. برای مثال در انتخاب یک خودرو، معیارها میتوانند قیمت، مصرف سوخت، کیفیت و ایمنی باشند.
سطح سوم: گزینههای تصمیم
در پایینترین سطح، گزینههایی قرار دارند که باید رتبهبندی یا انتخاب شوند.
ساختار کلی:
| سطح | محتوا |
|---|---|
| سطح اول | هدف اصلی |
| سطح دوم | معیارها و زیرمعیارها |
| سطح سوم | گزینههای تصمیم |
یکی از دلایل محبوبیت روش AHP این است که ذهن انسان نیز معمولاً مسائل پیچیده را به همین شکل تحلیل میکند. ابتدا هدف مشخص میشود، سپس عوامل مؤثر بررسی شده و در نهایت گزینهها مقایسه میشوند.
در مسائل پیچیدهتر، امکان استفاده از چندین سطح معیار و زیرمعیار نیز وجود دارد. به همین دلیل روش تحلیل سلسله مراتبی میتواند برای مسائل کوچک و بزرگ مورد استفاده قرار گیرد.
برای مثال، اگر مسئله دارای معیارهای پیچیده و چندلایه باشد، میتوان از مدلهای توسعهیافته مانند «روش AHP چند سطحی با مثال» استفاده کرد.
یکی از مهمترین مراحل روش AHP، مقایسه زوجی معیارها و گزینهها است. در این مرحله عناصر مختلف به صورت دو به دو با یکدیگر مقایسه میشوند تا میزان اهمیت نسبی آنها مشخص شود.

منطق مقایسه زوجی این است که افراد معمولاً توانایی بیشتری در مقایسه دو گزینه نسبت به ارزیابی تعداد زیادی گزینه به صورت همزمان دارند.
در روش AHP برای انجام مقایسهها از مقیاس ۱ تا ۹ ساعتی استفاده میشود.
جدول مقیاس مقایسه زوجی:
| مقدار | مفهوم |
|---|---|
| 1 | اهمیت برابر |
| 3 | اهمیت متوسط |
| 5 | اهمیت زیاد |
| 7 | اهمیت بسیار زیاد |
| 9 | اهمیت کاملاً بیشتر |
| 2،4،6،8 | مقادیر بینابینی |
برای مثال اگر کیفیت نسبت به قیمت اهمیت بیشتری داشته باشد، تصمیمگیرنده میتواند مقدار ۵ را به کیفیت اختصاص دهد. نتیجه مقایسهها در قالب یک ماتریس مقایسه زوجی نمایش داده میشود. نمونه:
| معیار | قیمت | کیفیت |
|---|---|---|
| قیمت | 1 | 1/5 |
| کیفیت | 5 | 1 |
در این ماتریس مشخص میشود که کیفیت پنج برابر مهمتر از قیمت در نظر گرفته شده است. پس از تشکیل ماتریس مقایسه زوجی، وزن هر معیار محاسبه میشود. این وزنها نشاندهنده اهمیت نسبی معیارها در تصمیمگیری نهایی هستند. برای مطالعه جزئیات بیشتر درباره این مرحله میتوانید مقاله «وزندهی در AHP و محاسبه وزن معیارها» را مطالعه کنید.
پس از انجام مقایسههای زوجی، مرحله بعدی در روش AHP تعیین وزن معیارها است. وزن معیارها نشان میدهد هر عامل چه میزان اهمیت نسبی در تصمیمگیری نهایی دارد.
در واقع خروجی اصلی مقایسههای زوجی، یک مجموعه عدد است که باید به وزنهای قابل استفاده تبدیل شود. این وزنها به تصمیمگیرنده کمک میکنند مشخص کند کدام معیار نقش بیشتری در انتخاب نهایی دارد.
برای مثال، در انتخاب بهترین تأمینکننده ممکن است نتایج مقایسه زوجی نشان دهد که کیفیت محصول مهمتر از قیمت است. در این حالت وزن کیفیت بیشتر از وزن قیمت خواهد بود و در ارزیابی گزینهها تأثیر بیشتری خواهد داشت.
فرآیند کلی محاسبه وزن در روش AHP شامل مراحل زیر است:
فرض کنید سه معیار برای یک مسئله تصمیمگیری داریم:
پس از مقایسه زوجی، ماتریس زیر تشکیل میشود:
| معیار | هزینه | کیفیت | زمان |
|---|---|---|---|
| هزینه | 1 | 1/3 | 2 |
| کیفیت | 3 | 1 | 5 |
| زمان | 1/2 | 1/5 | 1 |
در مرحله بعد، مجموع هر ستون محاسبه شده و هر مقدار بر مجموع ستون مربوطه تقسیم میشود تا ماتریس نرمال شده به دست آید.
پس از محاسبه میانگین سطرها، وزن معیارها مشخص میشود.
نمونه وزن نهایی:
| معیار | وزن |
|---|---|
| هزینه | 0.23 |
| کیفیت | 0.58 |
| زمان | 0.19 |
بر اساس این نتایج، کیفیت مهمترین معیار در این تصمیمگیری است.
این وزنها بعداً برای ارزیابی گزینهها استفاده میشوند و نقش تعیینکنندهای در رتبهبندی نهایی دارند.
یکی از دلایل استفاده گسترده از روش AHP همین قابلیت تبدیل قضاوتهای انسانی به وزنهای عددی است. تصمیمگیرنده میتواند اهمیت معیارهای کیفی را نیز وارد مدل کرده و آنها را به شکل ریاضی تحلیل کند.
برای اجرای دقیق محاسبات وزندهی، بسیاری از پژوهشگران از نرمافزار اکسل یا فایلهای آماده محاسباتی استفاده میکنند. در صفحه «مثال حل شده روش AHP + دانلود اکسل» میتوانید نحوه اجرای عملی این مراحل را مشاهده کنید.
یکی از ویژگیهای مهم روش AHP، بررسی میزان سازگاری قضاوتهای انجام شده توسط تصمیمگیرنده است. زمانی که افراد معیارها را با یکدیگر مقایسه میکنند، ممکن است بین مقایسهها تناقض وجود داشته باشد.
برای مثال، اگر یک فرد معیار A را مهمتر از معیار B بداند و معیار B را مهمتر از معیار C بداند، منطقی است که معیار A نیز نسبت به C اهمیت بیشتری داشته باشد. اگر این ارتباط رعایت نشود، ماتریس مقایسه زوجی دارای ناسازگاری خواهد بود.
برای بررسی این موضوع، در روش AHP از شاخصهایی مانند:
استفاده میشود.
فرمول نرخ ناسازگاری:
در این رابطه:
معمولاً اگر مقدار نرخ ناسازگاری کمتر از ۰.۱ باشد، قضاوتها قابل قبول در نظر گرفته میشوند.
جدول تفسیر نرخ ناسازگاری:
| مقدار CR | تفسیر |
|---|---|
| کمتر از 0.1 | سازگاری قابل قبول |
| نزدیک به 0.1 | نیاز به بررسی |
| بیشتر از 0.1 | احتمال وجود ناسازگاری |
وجود این مرحله باعث شده است روش AHP نسبت به بسیاری از روشهای ساده وزندهی، اعتبار بیشتری داشته باشد؛ زیرا فقط وزن معیارها را محاسبه نمیکند، بلکه کیفیت قضاوتهای وارد شده را نیز بررسی میکند.
در پژوهشهای دانشگاهی، گزارش نرخ ناسازگاری یکی از بخشهای مهم ارائه نتایج AHP است. بسیاری از پایاننامهها و مقالات علمی مقدار CR را گزارش میکنند تا نشان دهند مقایسههای انجام شده از نظر منطقی قابل قبول هستند.
برای مشاهده آموزش کامل این بخش میتوانید مقاله «محاسبه نرخ ناسازگاری در AHP» را مطالعه کنید.
برای اجرای روش AHP باید یک فرآیند مشخص طی شود. اگرچه محاسبات ریاضی این روش اهمیت زیادی دارد، اما طراحی صحیح مدل و تعریف درست مسئله مهمترین بخش کار است.

مراحل اصلی روش AHP عبارتاند از:
در ابتدا باید مشخص شود تصمیمگیری دقیقاً برای چه موضوعی انجام میشود.
مثلاً:
هدف باید واضح و قابل اندازهگیری باشد.
پس از مشخص شدن هدف، معیارهای مؤثر و گزینههای موجود تعیین میشوند.
برای مثال در انتخاب خودرو:
معیارها:
گزینهها:
در این مرحله هدف، معیارها، زیرمعیارها و گزینهها در یک ساختار درختی قرار میگیرند.
این ساختار باعث میشود روابط بین اجزای مسئله مشخص شود.
در این مرحله عناصر هر سطح نسبت به یکدیگر مقایسه میشوند.
نتیجه این مقایسهها، ماتریسهای زوجی است که برای محاسبه وزنها استفاده میشوند.
در این مرحله وزن معیارها استخراج شده و نرخ ناسازگاری بررسی میشود.
اگر مقدار ناسازگاری قابل قبول نباشد، باید قضاوتها دوباره بررسی شوند.
در پایان، وزن معیارها و عملکرد گزینهها ترکیب شده و رتبه نهایی گزینهها مشخص میشود.
ساختار کلی مراحل:
| مرحله | فعالیت |
|---|---|
| ۱ | تعیین هدف |
| ۲ | انتخاب معیارها |
| ۳ | ساخت سلسله مراتب |
| ۴ | مقایسه زوجی |
| ۵ | محاسبه وزن |
| ۶ | بررسی ناسازگاری |
| ۷ | رتبهبندی گزینهها |
این فرآیند باعث میشود تصمیمگیری از حالت ذهنی خارج شده و به یک مدل علمی تبدیل شود.
روش AHP یکی از روشهای مهم در حوزه تصمیمگیری چندمعیاره است، اما تنها روش موجود نیست. انتخاب روش مناسب به هدف تحقیق، نوع دادهها و ساختار مسئله بستگی دارد.
تفاوت اصلی AHP با بسیاری از روشهای دیگر این است که AHP بیشتر برای تعیین وزن معیارها و اولویتبندی عوامل استفاده میشود.
در مقابل، روشهایی مانند TOPSIS بیشتر برای رتبهبندی گزینهها بر اساس فاصله از وضعیت ایدهآل کاربرد دارند.
مقایسه کلی:
| روش | کاربرد اصلی |
|---|---|
| AHP | تعیین وزن و اولویت معیارها |
| TOPSIS | رتبهبندی گزینهها |
| VIKOR | انتخاب گزینه مصالحهای |
| DEMATEL | تحلیل روابط علت و معلولی |
| BWM | وزندهی با مقایسه کمتر |
در بسیاری از تحقیقات، روش AHP به همراه سایر روشها استفاده میشود.
برای مثال، ترکیب AHP و TOPSIS یکی از رایجترین مدلها در پژوهشهای دانشگاهی است. در این مدل ابتدا وزن معیارها با AHP محاسبه شده و سپس گزینهها با TOPSIS رتبهبندی میشوند.
برای آشنایی بیشتر میتوانید مقاله «آموزش جامع روش ترکیبی AHP و TOPSIS» را مطالعه کنید. همچنین در شرایطی که روابط بین عوامل اهمیت داشته باشد، ترکیب AHP با روشهایی مانند DEMATEL میتواند کاربرد داشته باشد.
در بسیاری از مسائل تصمیمگیری واقعی، اطلاعات موجود کاملاً دقیق و قطعی نیستند. تصمیمگیرندگان معمولاً نمیتوانند اهمیت معیارها را با اعداد دقیق بیان کنند و قضاوت آنها ممکن است شامل عباراتی مانند «اهمیت زیاد»، «اهمیت متوسط» یا «اهمیت کم» باشد.
در چنین شرایطی استفاده از روش AHP معمولی ممکن است نتواند تمام ابهام موجود در تصمیمگیری را نمایش دهد. برای حل این مشکل، نسخه توسعهیافتهای از روش AHP با عنوان AHP فازی ارائه شده است.
روش AHP فازی با ترکیب منطق فازی و تحلیل سلسله مراتبی، امکان تبدیل قضاوتهای زبانی کارشناسان به مقادیر فازی را فراهم میکند. در این روش به جای اینکه تصمیمگیرنده مجبور باشد اهمیت یک معیار را دقیقاً با یک عدد مشخص کند، میتواند از مقادیر زبانی استفاده کند.
برای مثال، در یک مقایسه زوجی ممکن است گفته شود:
این عبارات سپس با اعداد فازی نمایش داده میشوند.
تفاوت اصلی AHP معمولی و AHP فازی:
| ویژگی | AHP معمولی | AHP فازی |
|---|---|---|
| نوع داده | قطعی | فازی و غیرقطعی |
| نوع قضاوت | عددی | زبانی و عددی |
| مدیریت ابهام | محدود | بهتر |
| کاربرد | مسائل مشخص | مسائل پیچیدهتر |
روش AHP فازی در حوزههایی که نظر خبرگان اهمیت زیادی دارد، کاربرد گستردهای پیدا کرده است. برای مثال، انتخاب بهترین استراتژی، ارزیابی ریسک، انتخاب تأمینکننده و اولویتبندی عوامل موفقیت پروژهها از جمله کاربردهای رایج این روش هستند.
در صورتی که مسئله تحقیق شما دارای دادههای مبهم یا نظرات چند خبره باشد، استفاده از AHP فازی میتواند گزینه مناسبتری باشد.
برای مطالعه کامل این روش میتوانید مقاله «روش AHP فازی چیست؟ آموزش FAHP و مراحل اجرا» را بررسی کنید.
روش AHP یکی از پرکاربردترین روشهای تصمیمگیری چندمعیاره در پژوهشهای دانشگاهی است. دلیل اصلی این موضوع، قابلیت آن در تبدیل نظرات کارشناسان به وزنهای عددی و ایجاد یک مدل قابل تحلیل است.
در بسیاری از پایاننامهها، پژوهشگر با مسئلهای مواجه است که چندین عامل مختلف بر نتیجه نهایی تأثیر دارند. برای مثال، در انتخاب بهترین روش بازاریابی، عوامل متعددی مانند هزینه، دسترسی به مشتری، اثربخشی و قابلیت اجرا باید همزمان بررسی شوند.
در چنین شرایطی روش AHP کمک میکند اهمیت هر عامل مشخص شود و تصمیمگیری بر اساس یک چارچوب علمی انجام شود.
برخی از کاربردهای روش AHP در تحقیقات عبارتاند از:
| حوزه تحقیق | کاربرد AHP |
|---|---|
| مدیریت | انتخاب استراتژی مناسب |
| مهندسی صنایع | انتخاب بهترین فرآیند |
| منابع انسانی | رتبهبندی کارکنان |
| بازاریابی | اولویتبندی عوامل مؤثر |
| مدیریت پروژه | انتخاب پیمانکار |
یکی از دلایل محبوبیت AHP در پایاننامهها این است که نتایج آن به راحتی قابل ارائه هستند. پژوهشگر میتواند ساختار سلسله مراتبی، ماتریسهای مقایسه زوجی، وزن معیارها و نرخ ناسازگاری را در فصل روش تحقیق ارائه کند.
همچنین امکان ترکیب AHP با سایر روشها باعث شده است این تکنیک در پژوهشهای پیشرفته نیز کاربرد داشته باشد.
برای مثال:
از مدلهای پرکاربرد در تحقیقات هستند.
برای آشنایی با ترکیب این روش با سایر تکنیکها میتوانید مقاله «روش ترکیبی AHP و VIKOR» را مطالعه کنید.
برای درک بهتر روش AHP، یک مثال ساده از انتخاب بهترین خودرو را بررسی میکنیم.
فرض کنید فردی قصد دارد از بین سه خودرو، بهترین گزینه را انتخاب کند. معیارهای تصمیمگیری عبارتاند از:
گزینههای موجود:
در مرحله اول، هدف مشخص میشود:
انتخاب بهترین خودرو
در مرحله دوم، معیارهای تصمیمگیری تعیین میشوند.
ساختار مسئله:
| سطح | محتوا |
|---|---|
| هدف | انتخاب بهترین خودرو |
| معیارها | قیمت، کیفیت، مصرف سوخت |
| گزینهها | A، B، C |
در مرحله بعد، معیارها به صورت زوجی مقایسه میشوند تا مشخص شود کدام معیار اهمیت بیشتری دارد.
فرض کنیم نتیجه وزندهی معیارها به شکل زیر باشد:
| معیار | وزن |
|---|---|
| کیفیت | 0.50 |
| قیمت | 0.30 |
| مصرف سوخت | 0.20 |
بر اساس این نتایج، کیفیت مهمترین معیار تصمیمگیری شناخته میشود.
در مرحله بعد، گزینهها نسبت به هر معیار مقایسه میشوند و در نهایت امتیاز نهایی هر خودرو محاسبه خواهد شد.
فرض کنیم نتیجه نهایی:
| گزینه | امتیاز نهایی | رتبه |
|---|---|---|
| خودرو A | 0.42 | سوم |
| خودرو B | 0.65 | اول |
| خودرو C | 0.53 | دوم |
بر اساس این مثال، خودرو B بهترین گزینه شناخته میشود.
این مثال ساده نشان میدهد که روش AHP چگونه یک مسئله تصمیمگیری چندمعیاره را به یک مدل قابل محاسبه تبدیل میکند.
روش AHP به دلیل ساختار منظم و قابلیت تبدیل قضاوتهای انسانی به مدل ریاضی، یکی از محبوبترین روشهای تصمیمگیری چندمعیاره است. با این حال، مانند هر روش دیگری دارای نقاط قوت و محدودیتهایی است که باید هنگام استفاده مورد توجه قرار گیرد.
یکی از مهمترین مزایای AHP، سادهسازی مسائل پیچیده است. این روش یک مسئله بزرگ را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکند و امکان تحلیل مرحلهای آن را فراهم میسازد.
مزیت دیگر، امکان استفاده از معیارهای کمی و کیفی است. در بسیاری از مسائل تصمیمگیری، برخی عوامل مانند اعتبار، کیفیت یا رضایت مشتری قابل اندازهگیری مستقیم نیستند. AHP امکان وارد کردن این عوامل را فراهم میکند.
همچنین بررسی نرخ ناسازگاری باعث میشود کیفیت قضاوتهای کارشناسان ارزیابی شود.
مهمترین مزایای روش AHP:
| مزیت | توضیح |
|---|---|
| ساختارمند بودن | تبدیل مسئله پیچیده به سلسله مراتب |
| امکان استفاده از معیارهای کیفی | تبدیل قضاوت انسانی به عدد |
| بررسی سازگاری | کنترل منطقی بودن مقایسهها |
| قابلیت ترکیب | امکان استفاده همراه سایر روشها |
با وجود مزایای فراوان، روش AHP محدودیتهایی نیز دارد.
یکی از محدودیتها، افزایش تعداد مقایسهها در مسائل بزرگ است. زمانی که تعداد معیارها و گزینهها زیاد شود، تعداد مقایسههای زوجی نیز افزایش پیدا میکند.
همچنین نتایج روش AHP به قضاوت کارشناسان وابسته است. اگر افراد انتخابشده دانش کافی نداشته باشند، وزنهای بهدستآمده ممکن است دقیق نباشند.
از دیگر محدودیتها میتوان به حساسیت نتایج نسبت به تغییر قضاوتها اشاره کرد.
بنابراین در مسائل پیچیده بهتر است قبل از اجرای روش AHP، ساختار مسئله به دقت طراحی شود و افراد خبره مناسب برای مقایسهها انتخاب شوند.
روش AHP یکی از شناختهشدهترین تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره است که به کمک آن میتوان مسائل پیچیده را به یک ساختار منظم و قابل تحلیل تبدیل کرد. این روش با استفاده از ساختار سلسله مراتبی، مقایسه زوجی و محاسبه وزن معیارها، امکان اولویتبندی عوامل و انتخاب بهترین گزینه را فراهم میکند.
مهمترین ویژگی روش AHP این است که علاوه بر معیارهای کمی، امکان استفاده از معیارهای کیفی و نظر کارشناسان را نیز فراهم میکند. در بسیاری از مسائل مدیریتی و سازمانی، اطلاعات تصمیمگیری فقط شامل اعداد نیست و عواملی مانند تجربه، کیفیت، اعتبار و اهمیت استراتژیک نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
اگر هدف شما اجرای عملی روش AHP است، پیشنهاد میشود پس از مطالعه این مقاله، نمونه محاسبات را در مقاله «مثال حل شده روش AHP + دانلود فایل اکسل» بررسی کنید.

در تیم فرابگیر، ما تخصص داریم تا شما روی اهداف اصلی تمرکز کنید. از ایده تا اجرا، همراه شما هستیم.
روش AHP یا تحلیل سلسله مراتبی، یک تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره است که برای تعیین اهمیت معیارها، وزندهی عوامل و رتبهبندی گزینهها استفاده میشود. این روش مسائل پیچیده را به یک ساختار سلسله مراتبی تبدیل کرده و با مقایسه زوجی، اولویتها را مشخص میکند.
روش AHP در حوزههای مختلفی مانند مدیریت، مهندسی صنایع، اقتصاد، انتخاب تأمینکننده، ارزیابی عملکرد، انتخاب فناوری، مدیریت پروژه و پژوهشهای دانشگاهی کاربرد دارد.
روش AHP بیشتر برای تعیین وزن معیارها و اولویتبندی عوامل استفاده میشود، در حالی که TOPSIS بیشتر برای رتبهبندی گزینهها بر اساس فاصله از راهحل ایدهآل کاربرد دارد.
در مقایسه زوجی، معیارها یا گزینهها به صورت دو به دو با یکدیگر مقایسه میشوند. تصمیمگیرنده با استفاده از مقیاس ۱ تا ۹ ساعتی مشخص میکند که یک عنصر نسبت به عنصر دیگر چه میزان اهمیت بیشتری دارد.
نرخ ناسازگاری نشان میدهد قضاوتهای انجام شده در مقایسههای زوجی تا چه اندازه از نظر منطقی سازگار هستند.