دسته بندی محصولات

صبر کن! کجا می خوای بری؟
قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

قبل از اینکه بری از کد تخفیف Fara10
برای 10% تخفیف خرید استفاده کن

در بسیاری از مسائل تصمیمگیری، انتخاب بهترین گزینه کار سادهای نیست؛ زیرا معمولاً چندین معیار مختلف وجود دارد که ممکن است با یکدیگر در تضاد باشند. برای مثال، یک شرکت هنگام انتخاب تأمینکننده ممکن است به دنبال کاهش هزینه، افزایش کیفیت، کوتاه شدن زمان تحویل و بهبود خدمات پس از فروش باشد. در چنین شرایطی، هیچ گزینهای وجود ندارد که در تمام معیارها بهترین عملکرد را داشته باشد.
در این نوع مسائل، روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) به تصمیمگیرندگان کمک میکنند تا گزینههای مختلف را بر اساس مجموعهای از معیارها ارزیابی و رتبهبندی کنند. یکی از روشهای پرکاربرد در این حوزه، روش VIKOR است که با هدف پیدا کردن یک راهحل سازشی میان معیارهای مختلف توسعه داده شده است.

روش VIKOR تلاش میکند گزینهای را انتخاب کند که بیشترین میزان رضایت کلی را ایجاد کند و در عین حال، فاصله آن از بهترین حالت ممکن کم باشد. این ویژگی باعث شده است که این روش در حوزههایی مانند مهندسی صنایع، مدیریت، انتخاب تأمینکننده، ارزیابی پروژهها، تصمیمگیری اقتصادی و مسائل برنامهریزی کاربرد زیادی داشته باشد.
در مقاله «تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)» درباره مفهوم کلی این روشها و نقش آنها در حل مسائل تصمیمگیری صحبت کردهایم. روش VIKOR نیز یکی از تکنیکهای مهم در همین خانواده است که برای رتبهبندی گزینهها در شرایط وجود معیارهای متضاد استفاده میشود.
در این مقاله ابتدا مفهوم روش VIKOR و منطق پشت آن را بررسی میکنیم، سپس مراحل اجرای الگوریتم VIKOR، نحوه محاسبه شاخصهای اصلی، شرایط انتخاب گزینه برتر، تفاوت آن با روش TOPSIS و کاربردهای عملی آن را توضیح خواهیم داد.
روش VIKOR یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره برای رتبهبندی مجموعهای از گزینهها بر اساس چندین معیار مختلف است. واژه VIKOR از عبارت صربی به معنای «بهینهسازی چندمعیاره و راهحل سازشی» گرفته شده است. این روش نخستین بار توسط اپریکوویچ در سال ۱۹۸۸ ارائه شد و بعدها در مطالعات مختلف توسعه پیدا کرد.
ایده اصلی روش VIKOR این است که در بسیاری از مسائل واقعی، رسیدن به یک گزینه کاملاً ایدهآل امکانپذیر نیست. به عنوان مثال، در انتخاب یک خودرو ممکن است یک مدل کمترین قیمت را داشته باشد، مدل دیگری بیشترین امکانات را ارائه دهد و گزینهای دیگر مصرف سوخت پایینتری داشته باشد. بنابراین تصمیمگیرنده باید گزینهای را انتخاب کند که بهترین تعادل را میان این معیارهای مختلف ایجاد کند.
برخلاف برخی روشهای رتبهبندی که فقط فاصله گزینهها را از یک حالت ایدهآل بررسی میکنند، روش VIKOR علاوه بر بررسی میزان سودمندی کلی، میزان پشیمانی ناشی از انتخاب یک گزینه را نیز در نظر میگیرد. به همین دلیل این روش برای شرایطی مناسب است که تصمیمگیرنده با معیارهای متناقض مواجه است.
به طور کلی، در روش VIKOR سه مفهوم اصلی وجود دارد:
به همین دلیل، خروجی روش VIKOR همیشه صرفاً بهترین گزینه از یک معیار خاص نیست؛ بلکه گزینهای است که بیشترین هماهنگی را میان مجموعه معیارهای مسئله ایجاد میکند.
برای مثال، در یک مسئله انتخاب مکان کارخانه، ممکن است یک منطقه از نظر هزینه زمین بهترین گزینه باشد، اما از نظر دسترسی به نیروی انسانی یا حملونقل ضعیف باشد. روش VIKOR کمک میکند گزینهای انتخاب شود که مجموع شرایط را بهتر متعادل کند.
مفهوم اصلی در روش VIKOR، رسیدن به یک راهحل سازشی است. در مسائل تصمیمگیری واقعی، معمولاً اختلاف نظر میان معیارها وجود دارد و نمیتوان همه اهداف را به صورت همزمان به حداکثر رساند.
فرض کنید یک مدیر قصد دارد از میان چند شرکت، بهترین تأمینکننده را انتخاب کند. معیارهای تصمیم شامل قیمت، کیفیت، زمان تحویل و سابقه همکاری هستند. ممکن است یک شرکت ارزانترین قیمت را داشته باشد، اما کیفیت پایینتری ارائه دهد. شرکت دیگری کیفیت عالی داشته باشد، اما هزینه آن زیاد باشد.
در چنین شرایطی، انتخاب صرفاً بر اساس یک معیار میتواند باعث تصمیم اشتباه شود. روش VIKOR به جای تمرکز روی یک معیار خاص، تلاش میکند گزینهای را پیدا کند که بیشترین نزدیکی را به شرایط ایدهآل داشته باشد.
در این روش ابتدا بهترین و بدترین مقدار هر معیار مشخص میشود. سپس فاصله هر گزینه از بهترین وضعیت ممکن محاسبه میشود. در نهایت گزینهها بر اساس شاخص نهایی VIKOR رتبهبندی میشوند.
یکی از ویژگیهای مهم این روش، توجه به میزان مصالحه بین معیارها است. یعنی اگر یک گزینه در یک معیار کمی ضعیفتر باشد، اما در سایر معیارها عملکرد مناسبی داشته باشد، ممکن است همچنان به عنوان گزینه برتر انتخاب شود.
این ویژگی باعث شده است که VIKOR در بسیاری از پژوهشهای دانشگاهی و پروژههای صنعتی مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، در ترکیب با روشهای وزندهی مانند «روش AHP» میتوان ابتدا اهمیت معیارها را مشخص کرد و سپس با استفاده از VIKOR گزینهها را رتبهبندی نمود.
همچنین در مسائل پیچیدهتر که دادهها دارای عدم قطعیت هستند، نسخههای توسعهیافته مانند «روش VIKOR فازی» مورد استفاده قرار میگیرند. در این نسخه، به جای اعداد قطعی از مقادیر فازی استفاده میشود تا شرایط واقعی تصمیمگیری بهتر مدلسازی شود.
اجرای روش VIKOR شامل چند مرحله اصلی است که باید به ترتیب انجام شوند. این مراحل از تشکیل ماتریس تصمیم شروع شده و در نهایت به رتبهبندی گزینهها ختم میشود.
در مقاله «روشهای رتبهبندی گزینهها در تصمیمگیری چندمعیاره» اشاره کردیم که انتخاب تکنیک مناسب برای رتبهبندی به نوع مسئله، تعداد معیارها و ماهیت دادهها بستگی دارد. روش VIKOR نیز برای مسائلی مناسب است که هدف، یافتن بهترین گزینه بر اساس یک راهحل سازشی باشد.
مراحل کلی روش VIKOR عبارتاند از:
در ادامه مراحل روش vikor (ویکور) را با هم مرور می کنیم

در آن Xij عملکرد گزینه i در رابطه با معیار j می باشد
در این مرحله سعی می شود معیارها با ابعاد مختلف به معیارهای بی بعد تبدیل شوند و ماتریس F به صورت زیر تعریف می شود:

با توجه به ضریب اهمیت معیارهای مختلف در تصمیم گیری به صورت زیر تعریف می شود:
W= [w1,w2,…,wn]
این مقادیر با توجه به روابط زیر محاسبه می شوند

که wj مقدار وزن مورد نظر برای معیار j می باشد
مقدار Q با توجه به رابطه زیر محاسبه می شود
در این روابط بیان کننده نرخ فاصله از حد ایده آل و بیان کننده نرخ فاصله از حد ضد ایده آل است و پارامتر V با توجه به توافق گروه تصمیم گیرنده انتخاب می شود.

در این مرحله مقادیر R , S, Q در سه گروه از کوچکتر به بزرگتر مرتب می شوند. نهایت گزینه ای به عنوان گزینه برتر است که در هر سه گروه به عنوان گزینه برتر شناخته شود. همچنین در گروه Q گزینه ای به عنوان گزینه برتر انتخاب می شود که دو شرط زیر را ارضا کند:
شرط اول :
اگر گزینه های A1 و A2 به ترتیب اولین و دومین گزینه برتر در گروه و n بیانگر تعداد گزینه ها باشد رابطه زیر برقرار باشد:

شرط دوم:
گزینه A1 باید حداقل در یکی از گروه های R و S به عنوان رتبه برتر شناخته شود
زمانی که شرط اول برقرار نباشد، مجموعه ای گزینه های به صورت زیر به عنوان گزینه های برتر انتخاب می شوند:
گزینه های برتر = A1,A2,…, Am
بیشترین مقدار m از طریق رابطه زیر محاسبه می شود:

زمانی که شرط دوم برقرار نباشد گزینه های A1 و A2 به عنوان گزینه های برتر انتخاب می شوند.
اولین مرحله عملی در اجرای الگوریتم VIKOR، تشکیل ماتریس تصمیم است. ماتریس تصمیم اطلاعات اولیه مسئله را در اختیار مدل قرار میدهد و مشخص میکند هر گزینه در برابر معیارهای مختلف چه عملکردی دارد.
در یک مسئله تصمیمگیری چندمعیاره، معمولاً چند گزینه به عنوان راهحلهای احتمالی وجود دارند و هر گزینه بر اساس مجموعهای از معیارها ارزیابی میشود. به عنوان مثال، اگر هدف انتخاب بهترین تأمینکننده باشد، گزینهها میتوانند شرکتهای مختلف باشند و معیارها شامل قیمت، کیفیت، زمان تحویل و میزان اعتمادپذیری باشند.
ساختار کلی ماتریس تصمیم در روش VIKOR به صورت زیر است:
| گزینه | معیار 1 | معیار 2 | معیار 3 | معیار 4 |
|---|---|---|---|---|
| A1 | x11 | x12 | x13 | x14 |
| A2 | x21 | x22 | x23 | x24 |
| A3 | x31 | x32 | x33 | x34 |
| A4 | x41 | x42 | x43 | x44 |
در این ماتریس، مقدار xij نشاندهنده عملکرد گزینه i نسبت به معیار j است. بنابراین هر مقدار مشخص میکند که یک گزینه در یک معیار مشخص چه امتیازی دریافت کرده است.
برای مثال، فرض کنید چهار شرکت مختلف برای انتخاب تأمینکننده بررسی میشوند. معیارهای ارزیابی شامل هزینه، کیفیت محصول، سرعت تحویل و خدمات پس از فروش هستند. اطلاعات اولیه ممکن است به شکل زیر باشد:
| گزینه | هزینه | کیفیت | سرعت تحویل | خدمات |
|---|---|---|---|---|
| شرکت A | 70 | 85 | 75 | 80 |
| شرکت B | 80 | 90 | 70 | 85 |
| شرکت C | 65 | 80 | 90 | 75 |
| شرکت D | 75 | 88 | 85 | 82 |
در این مرحله هنوز نمیتوانیم مشخص کنیم کدام گزینه بهترین است؛ زیرا معیارها واحد اندازهگیری متفاوتی دارند. برای مثال هزینه ممکن است بر اساس میلیون تومان اندازهگیری شود، در حالی که کیفیت با امتیاز ارزیابی میشود.
به همین دلیل، مرحله بعدی یعنی بیمقیاسسازی دادهها اهمیت زیادی دارد.
در مسائل واقعی، حجم ماتریس تصمیم ممکن است بسیار بزرگ باشد. برای مثال در یک پروژه تحقیقاتی ممکن است دهها گزینه و معیار وجود داشته باشد. در چنین شرایطی انجام دستی محاسبات احتمال خطا را افزایش میدهد و استفاده از ابزارهای محاسباتی مانند «فایل اکسل روش VIKOR» میتواند فرآیند محاسبه را سریعتر و دقیقتر کند.
یکی از چالشهای اصلی در روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، تفاوت مقیاس معیارها است. معیارهای مختلف معمولاً واحدهای متفاوتی دارند و نمیتوان آنها را مستقیماً با یکدیگر مقایسه کرد.
برای حل این مشکل، قبل از انجام محاسبات اصلی باید دادههای ماتریس تصمیم بیمقیاس شوند. هدف از این مرحله تبدیل مقادیر مختلف به یک مقیاس قابل مقایسه است.
فرض کنید در یک مسئله انتخاب خودرو دو معیار داریم:
مقایسه مستقیم این دو معیار امکانپذیر نیست؛ زیرا واحد و دامنه تغییرات آنها متفاوت است. بیمقیاسسازی باعث میشود هر دو معیار در یک چارچوب مشترک قرار گیرند.
در روش VIKOR معمولاً برای تبدیل مقادیر اولیه به مقادیر قابل مقایسه از روابط نرمالسازی استفاده میشود. در این مرحله باید توجه داشت که نوع معیار اهمیت زیادی دارد. برای معیارهای سود: هرچه مقدار معیار بیشتر باشد، گزینه بهتر است.
مانند:
برای معیارهای هزینه: هرچه مقدار معیار کمتر باشد، گزینه بهتر است. مانند:
تشخیص درست نوع معیار یکی از مهمترین بخشهای اجرای روش VIKOR است. اگر یک معیار هزینه به اشتباه به عنوان معیار سود در نظر گرفته شود، رتبهبندی نهایی گزینهها میتواند کاملاً تغییر کند.
پس از بیمقیاسسازی، دادهها آماده ورود به مراحل بعدی هستند؛ یعنی تعیین بهترین و بدترین مقدار هر معیار و محاسبه میزان فاصله گزینهها از حالت ایدهآل.
در پژوهشهای دانشگاهی، معمولاً این مرحله همراه با روشهای وزندهی انجام میشود. برای مثال، میتوان ابتدا اهمیت معیارها را با «روش AHP» مشخص کرد و سپس از این وزنها در مدل VIKOR استفاده کرد.
همچنین در شرایطی که دادهها دقیق نیستند یا نظر کارشناسان دارای عدم قطعیت است، نسخههای توسعهیافته مانند «روش VIKOR فازی» کاربرد بیشتری پیدا میکنند.
بعد از تشکیل ماتریس تصمیم و بیمقیاسسازی دادهها، باید بهترین و بدترین مقدار هر معیار مشخص شود. این مرحله برای محاسبه فاصله گزینهها از وضعیت ایدهآل ضروری است.
در روش VIKOR برای هر معیار دو مقدار تعریف میشود:
مقدار بهترین نشاندهنده مطلوبترین عملکرد در میان گزینهها است. مقدار بدترین نیز ضعیفترین عملکرد مشاهدهشده را مشخص میکند. برای معیارهای سود، بهترین مقدار برابر با بیشترین مقدار موجود در میان گزینهها است. برای معیارهای هزینه، بهترین مقدار برابر با کمترین مقدار موجود خواهد بود. برای مثال، فرض کنید معیار کیفیت چهار گزینه به صورت زیر باشد:
| گزینه | کیفیت |
|---|---|
| A1 | 80 |
| A2 | 90 |
| A3 | 85 |
| A4 | 75 |
در این حالت: بهترین مقدار کیفیت: 90 بدترین مقدار کیفیت: 75
اما اگر معیار مورد بررسی هزینه باشد:
| گزینه | هزینه |
|---|---|
| A1 | 50 |
| A2 | 70 |
| A3 | 60 |
| A4 | 55 |
در اینجا بهترین مقدار برابر با 50 است؛ زیرا هزینه کمتر مطلوبتر است. این مرحله باعث میشود مدل بتواند فاصله هر گزینه را نسبت به بهترین وضعیت ممکن اندازهگیری کند.
در مسائل پیچیدهتر که تعداد معیارها زیاد است، تعیین دستی این مقادیر میتواند زمانبر باشد. به همین دلیل در بسیاری از پروژهها از فایلهای محاسباتی آماده استفاده میشود تا احتمال خطای انسانی کاهش پیدا کند.
پس از تعیین بهترین و بدترین مقدار معیارها، نوبت به محاسبه دو شاخص مهم در روش VIKOR میرسد:
این دو شاخص دیدگاههای متفاوتی درباره عملکرد گزینهها ارائه میدهند.
شاخص S نشان میدهد یک گزینه در مجموع معیارها چه فاصلهای از شرایط ایدهآل دارد. گزینهای که مقدار S پایینتری داشته باشد، عملکرد کلی بهتری نسبت به سایر گزینهها دارد.
از طرف دیگر، شاخص R بزرگترین میزان ضعف یک گزینه در یکی از معیارها را نشان میدهد. این شاخص بررسی میکند که آیا یک گزینه در یک معیار خاص فاصله زیادی از بهترین حالت دارد یا خیر.
ترکیب این دو شاخص باعث میشود روش VIKOR فقط به مجموع عملکرد توجه نکند، بلکه نقاط ضعف مهم هر گزینه را نیز در نظر بگیرد. به بیان ساده:
اگر یک گزینه در اکثر معیارها عملکرد خوبی داشته باشد، مقدار S آن مناسب خواهد بود. اما اگر همین گزینه در یک معیار مهم عملکرد بسیار ضعیفی داشته باشد، مقدار R میتواند این ضعف را نشان دهد. در نهایت، روش VIKOR با ترکیب S و R، شاخص نهایی Q را محاسبه میکند که معیار اصلی برای رتبهبندی گزینهها است.
این ویژگی یکی از تفاوتهای مهم روش VIKOR با برخی روشهای دیگر مانند «روش TOPSIS» است؛ زیرا VIKOR علاوه بر فاصله از وضعیت ایدهآل، میزان مصالحه بین معیارها را نیز بررسی میکند.
بعد از محاسبه مقادیر S و R، مرحله بعدی محاسبه شاخص نهایی Q است. این شاخص ترکیبی از سودمندی گروهی و میزان تأسف فردی است و برای رتبهبندی نهایی گزینهها استفاده میشود.
مقدار Q نشان میدهد هر گزینه تا چه اندازه به راهحل سازشی نزدیک است. گزینهای که کمترین مقدار Q را داشته باشد، معمولاً گزینه مناسبتری خواهد بود.
در محاسبه Q سه عامل اصلی نقش دارند:
در حالت استاندارد، مقدار v برابر 0.5 در نظر گرفته میشود؛ یعنی بین عملکرد کلی گزینه و میزان ضعف آن تعادل ایجاد میشود. پس از محاسبه Q، گزینهها از کمترین مقدار به بیشترین مقدار مرتب میشوند. گزینهای که رتبه اول را دریافت میکند، گزینه پیشنهادی روش VIKOR خواهد بود.
برای مشاهده یک حل عددی کامل شامل محاسبه ماتریس تصمیم، S، R و Q میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید.
در روش VIKOR تنها داشتن کمترین مقدار Q برای انتخاب گزینه نهایی کافی نیست. برای اطمینان از معتبر بودن نتیجه، دو شرط بررسی میشود:
گزینه اول باید فاصله مشخصی با گزینه دوم داشته باشد. اگر اختلاف بین دو گزینه بسیار کم باشد، نمیتوان برتری قطعی گزینه اول را تأیید کرد.
گزینه اول باید حداقل در یکی از شاخصهای S یا R نیز عملکرد مناسبی داشته باشد. اگر این دو شرط برقرار نباشند، روش VIKOR ممکن است به جای یک گزینه، مجموعهای از گزینههای برتر را معرفی کند. این ویژگی باعث میشود خروجی روش تنها بر اساس یک عدد نباشد و اعتبار تصمیم نهایی افزایش پیدا کند.
روش VIKOR و TOPSIS هر دو از روشهای پرکاربرد تصمیمگیری چندمعیاره هستند، اما منطق انتخاب آنها متفاوت است. در روش «TOPSIS» هدف پیدا کردن گزینهای است که نزدیکترین فاصله را به راهحل ایدهآل مثبت و بیشترین فاصله را از راهحل ایدهآل منفی داشته باشد.
اما در روش VIKOR علاوه بر فاصله از وضعیت ایدهآل، میزان سازش میان معیارها و میزان پشیمانی ناشی از انتخاب نیز بررسی میشود. به طور کلی:
| روش | تمرکز اصلی |
|---|---|
| TOPSIS | فاصله از گزینه ایدهآل |
| VIKOR | راهحل سازشی بین معیارهای متضاد |
اگر مسئله فقط نیاز به رتبهبندی گزینهها داشته باشد، هر دو روش میتوانند مناسب باشند. اما زمانی که معیارها تضاد زیادی دارند و نیاز به ایجاد تعادل میان اهداف مختلف وجود دارد، روش VIKOR کاربرد بیشتری پیدا میکند.
روش VIKOR در حوزههای مختلف برای انتخاب و رتبهبندی گزینهها استفاده میشود.
برخی کاربردهای مهم آن عبارتاند از:
همچنین در پژوهشهای دانشگاهی، این روش معمولاً همراه با تکنیکهای دیگر مانند AHP، DEMATEL و روشهای فازی استفاده میشود. برای مثال، در یک تحقیق ممکن است ابتدا روابط بین معیارها با «روش DEMATEL» بررسی شود، سپس وزن معیارها با AHP تعیین شده و در نهایت رتبهبندی گزینهها با VIKOR انجام شود.
محاسبات روش VIKOR شامل چند مرحله ریاضی مانند تشکیل ماتریس تصمیم، نرمالسازی دادهها، تعیین بهترین و بدترین مقدار معیارها، محاسبه S، R و Q و در نهایت رتبهبندی گزینهها است.
انجام دستی این مراحل، مخصوصاً زمانی که تعداد معیارها و گزینهها زیاد باشد، زمان زیادی نیاز دارد و احتمال خطای محاسباتی را افزایش میدهد. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران برای اجرای سریعتر مدل از فایلهای محاسباتی آماده استفاده میکنند.
«فایل اکسل روش VIKOR» این امکان را فراهم میکند که مراحل اصلی محاسبات به صورت آماده انجام شوند و کاربر بتواند تنها با وارد کردن دادههای مسئله، رتبهبندی نهایی گزینهها را دریافت کند.
همچنین برای مسائل پیچیدهتر که دادهها دارای عدم قطعیت هستند، میتوان از «فایل اکسل VIKOR فازی» استفاده کرد.
در بسیاری از مسائل واقعی، اطلاعات تصمیمگیری کاملاً دقیق نیستند. برای مثال، نظر کارشناسان درباره کیفیت یک محصول ممکن است به صورت دقیق عددی بیان نشود و عباراتی مانند خوب، متوسط یا ضعیف استفاده شود.
در چنین شرایطی، نسخه توسعهیافته روش VIKOR یعنی VIKOR فازی کاربرد پیدا میکند.
در روش VIKOR فازی، به جای استفاده از مقادیر قطعی، از اعداد فازی برای نمایش عدم قطعیت استفاده میشود. این موضوع باعث میشود مدل بتواند شرایط واقعی تصمیمگیری را بهتر شبیهسازی کند.
کاربردهای مهم VIKOR فازی شامل موارد زیر است:
در پروژههای علمی، گاهی ترکیب روشهای مختلف مانند AHP فازی، DEMATEL فازی و VIKOR فازی استفاده میشود تا یک مدل تصمیمگیری جامع ایجاد شود.
مانند هر روش تصمیمگیری دیگری، روش VIKOR نیز دارای نقاط قوت و محدودیتهایی است.
روش VIKOR یکی از روشهای قدرتمند تصمیمگیری چندمعیاره برای رتبهبندی گزینهها در شرایط وجود معیارهای متضاد است. این روش با استفاده از مفهوم راهحل سازشی تلاش میکند گزینهای را انتخاب کند که بهترین تعادل را میان اهداف مختلف ایجاد کند.
در این مقاله با مفهوم روش VIKOR، مراحل اجرای آن، تشکیل ماتریس تصمیم، محاسبه شاخصهای S، R و Q، تفاوت آن با TOPSIS و کاربردهای مختلف آن آشنا شدیم.
برای مشاهده نحوه انجام محاسبات به صورت عملی، مقاله «مثال روش VIKOR با حل کامل» را مطالعه کنید. همچنین برای انجام سریع محاسبات میتوانید از «فایل اکسل روش VIKOR» استفاده کنید.
روش VIKOR یک تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره است که برای رتبهبندی گزینهها و پیدا کردن بهترین راهحل سازشی در شرایط وجود معیارهای متضاد استفاده میشود.
در روش TOPSIS تمرکز اصلی روی فاصله گزینهها از راهحل ایدهآل است، اما VIKOR علاوه بر فاصله، میزان سازش و پشیمانی ناشی از انتخاب را نیز بررسی میکند.
بله. این روش در بسیاری از پژوهشهای مهندسی صنایع، مدیریت و تصمیمگیری چندمعیاره استفاده شده و قابلیت ترکیب با روشهایی مانند AHP و DEMATEL را دارد.
فایل اکسل VIKOR محاسبات مربوط به ماتریس تصمیم، شاخصهای S، R و Q و رتبهبندی گزینهها را سادهتر میکند و احتمال خطای محاسباتی را کاهش میدهد.
بله. برای شرایطی که دادهها دارای عدم قطعیت هستند، نسخه VIKOR فازی استفاده میشود.