تصمیم گیری چند معیاره فازی

در دنیای واقعی، تصمیم گیری هیچ‌گاه سیاه یا سفید نیست. مدیران، مهندسان و پژوهشگران همواره در فضایی از خاکستری‌ها حرکت می‌کنند. مفاهیمی مثل “سود زیاد”، “هزینه کم” یا “کیفیت مطلوب” همگی عباراتی هستند که در ذهن انسان معنا دارند اما برای کامپیوترها و معادلات ریاضی کلاسیک، نامفهوم هستند. تصمیم گیری چند معیاره فازی یا همان Fuzzy MCDM، دقیقاً همان زبانی است که اجازه می‌دهد این ابهام‌های انسانی را به فرمول‌های دقیق ریاضی تبدیل کنیم تا خروجی‌هایی قابل اعتماد و مستدل به دست آوریم.

فرآیند تصمیم گیری چند معیاره فازی به ما کمک می‌کند تا زمانی که با چندین گزینه (مثل انتخاب بهترین تامین کننده) و چندین معیار متضاد (مثل قیمت، کیفیت و زمان تحویل) روبرو هستیم، نه تنها بهترین گزینه را انتخاب کنیم، بلکه وزن و اهمیت هر پارامتر را نیز در یک محیط غیرقطعی بسنجیم. در سال ۲۰۲۶، با پیچیده‌تر شدن زنجیره‌های تامین و نوسانات اقتصادی، تکیه بر اعداد قطعی ریسک بزرگی است. به همین دلیل، تسلط بر ابزارهای فازی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای هر تحلیلگر داده و دانشجو در مقاطع ارشد و دکتری است.

تصمیم گیری چند شاخصه فازی
تصمیم گیری چند معیاره فازی

ما در سایت فرابگیر، این ابرمقاله را به عنوان نقشه راه نهایی شما طراحی کرده‌ایم. در این راهنما، از پایه‌ای‌ترین مفاهیم یعنی آموزش مجموعه های فازی شروع کرده و تا پیچیده‌ترین متدهای رتبه‌بندی پیش خواهیم رفت. هدف این است که شما پس از مطالعه این مطلب، بدانید برای هر مسئله خاص، کدام یک از 27 روش موجود را انتخاب کنید و چگونه نتایج را برای ارائه در پایان‌نامه یا مقالات ISI آماده سازی نمایید.


ضرورت گذار از تصمیم گیری کلاسیک به تصمیم گیری چند معیاره فازی

چرا باید از تصمیم گیری چند معیاره فازی استفاده کنیم؟ در روش‌های کلاسیک (Crisp)، اگر وزن یک معیار را ۰.۵ تعیین کنیم، به این معناست که دقیقاً ۵۰ درصد اهمیت دارد. اما آیا یک خبره می‌تواند با قطعیت بگوید اهمیت “دقیقاً” ۵۰ درصد است؟ قطعاً خیر. خبره ترجیح می‌دهد بگوید اهمیت “حدود ۵۰ درصد” یا “بین ۴۰ تا ۶۰ درصد” است. اینجاست که منطق فازی وارد شده و با استفاده از اعداد فازی (مثلثی یا ذوزنقه‌ای)، این بازه اطمینان را مدل‌سازی می‌کند.

استفاده از تصمیم گیری چند معیاره فازی باعث افزایش پایداری نتایج می‌شود. در روش‌های قطعی، یک تغییر کوچک در داده‌های ورودی می‌تواند رتبه اول و دوم را جابجا کند، اما در مدل‌های فازی، چون بر اساس توابع عضویت و همپوشانی بازه‌ها تصمیم‌گیری می‌شود، نتایج به واقعیت نزدیک‌تر و نسبت به نوسانات جزئی مقاوم‌تر هستند. این موضوع در مقالات علمی بسیار حائز اهمیت است و داوران ژورنال‌های معتبر معمولاً مدل‌های فازی را به دلیل واقع‌گرایی بیشتر، ترجیح می‌دهند.

علاوه بر این، تصمیم گیری چند معیاره فازی به ما اجازه می‌دهد تا “ترجیحات زبانی” را مستقیماً وارد محاسبات کنیم. عباراتی مثل “بسیار خوب”، “متوسط” و “ضعیف” که در پرسشنامه‌ها استفاده می‌شوند، مستقیماً به اعداد فازی تبدیل شده و وارد ماتریس تصمیم می‌گردند. این کار باعث می‌شود که دانش ذهنی خبرگان بدون کمترین اتلاف اطلاعات به مدل ریاضی منتقل شود. در ادامه این مقاله، خواهیم دید که چطور این ورودی‌ها در روش‌های مختلف پردازش می‌شوند.


کالبدشکافی ساختار MCDM: تفکیک MADM و MODM

برای درک عمیق تصمیم گیری چند معیاره فازی، ابتدا باید بدانیم که این حوزه به دو قلمرو کاملاً متفاوت تقسیم می‌شود. بسیاری از محققان این دو را با هم اشتباه می‌گیرند، در حالی که ماهیت و ابزارهای حل آن‌ها متفاوت است. این دو قلمرو شامل تصمیم گیری چند شاخصه فازی (Fuzzy MADM) و تصمیم گیری چند هدفه فازی (Fuzzy MODM) هستند.

در شاخه اول، یعنی تصمیم گیری چند شاخصه فازی، ما با یک لیست مشخص از گزینه‌ها طرف هستیم. به عنوان مثال، شما ۱۰ منطقه را برای احداث یک سد در نظر دارید. در اینجا وظیفه شما رتبه‌بندی این ۱۰ منطقه از بهترین به بدترین است. اکثر روش‌هایی که نام آن‌ها را شنیده‌اید، مانند تاپسیس، ویکور و AHP، زیرمجموعه این شاخه هستند. در واقع در MADM، تمرکز بر روی “انتخاب” یا “رتبه‌بندی” از بین گزینه‌های موجود است.

تصمیم گیری چند معیاره فازی
تصمیم گیری چند معیاره فازی

در شاخه دوم، یعنی تصمیم گیری چند هدفه فازی، ما گزینه از پیش تعیین شده‌ای نداریم. هدف ما “طراحی” بهترین گزینه با توجه به محدودیت‌هاست. مثلاً می‌خواهیم بدانیم چه ترکیبی از محصولات را تولید کنیم تا سود فازی بیشینه و هزینه فازی کمینه شود. این شاخه مستقیماً با برنامه ریزی خطی فازی و برنامه ریزی آرمانی فازی در ارتباط است. در این ابرمقاله، ما تمرکز ویژه‌ای بر هر دو شاخه خواهیم داشت تا شما بتوانید مرز میان انتخاب و طراحی را در پروژه‌های خود تشخیص دهید.


زنجیره ارزش در یک پروژه تصمیم گیری چند معیاره فازی

یک پروژه تصمیم گیری چند معیاره فازی استاندارد، از یک زنجیره مشخص پیروی می‌کند. گام اول، شناسایی شاخص‌ها و غربالگری آن‌هاست. در این مرحله معمولاً از آموزش جامع روش Delphi فازی استفاده می‌شود تا شاخص‌های بی اهمیت حذف شده و بر روی موارد کلیدی توافق شود. گام دوم، وزن‌دهی به این شاخص‌هاست؛ یعنی باید مشخص کنیم کدام معیار اهمیت بیشتری دارد. روش‌هایی مثل آموزش جامع روش BWM فازی در این مرحله به کار می‌روند.

گام سوم، تشکیل ماتریس تصمیم و ارزیابی گزینه‌هاست. در این مرحله است که شما یکی از ۲۷ روش رتبه‌بندی (مانند آموزش جامع روش TOPSIS فازی) را انتخاب کرده و محاسبات را انجام می‌دهید. اما کار در اینجا تمام نمی‌شود. گام نهایی که بسیار حیاتی است، فرآیند آموزش جامع دی فازی سازی است. از آنجایی که نتایج خروجی به صورت اعداد فازی هستند، برای تصمیم‌گیری نهایی مدیران، باید آن‌ها را به اعداد قطعی تبدیل کنیم.

در کنار این زنجیره، مفاهیم مکملی مثل رتبه بندی اعداد فازی و مرتب سازی فازی نیز وجود دارند که به ما در تحلیل‌های ثانویه کمک می‌کنند. همچنین اگر حجم داده‌ها بسیار بالا باشد، تکنیک‌های خوشه بندی فازی Fuzzy Clustering برای دسته‌بندی هوشمند گزینه‌ها وارد عمل می‌شوند. در بخش‌های بعدی این مقاله، تک‌تک این گام‌ها و روش‌های مرتبط با آن‌ها را با جزئیات کامل بررسی خواهیم کرد.


دایره المعارف روش های رتبه بندی و انتخاب گزینه (Fuzzy MADM)

پس از آنکه اهمیت و ساختار کلی را درک کردیم، نوبت به شناخت ابزارهای عملیاتی می‌رسد. در تصمیم گیری چند معیاره فازی، روش‌های رتبه بندی گزینه‌ها (MADM) قلب تپنده پژوهش هستند. این روش‌ها به ما می‌گویند که با توجه به وزن شاخص‌ها و عملکرد هر گزینه، کدام انتخاب در اولویت است. برای سهولت در یادگیری، ما این ۲۷ روش را به دسته‌های منطقی تقسیم کرده‌ایم.

۱. روش های مبتنی بر فاصله از ایده آل

این دسته از روش‌ها بر این منطق استوارند که بهترین گزینه باید کمترین فاصله را از بهترین حالت ممکن (ایده آل مثبت) و بیشترین فاصله را از بدترین حالت (ایده آل منفی) داشته باشد.

  • آموزش جامع روش TOPSIS فازی: محبوب‌ترین روش در پروژه‌های دانشگاهی که بر اساس فاصله اقلیدسی عمل می‌کند.
  • آموزش جامع روش VIKOR فازی: زمانی استفاده می‌شود که به دنبال یک راه حل توافقی هستید و معیارها با هم تضاد شدیدی دارند.
  • آموزش جامع روش EDAS فازی: به جای فاصله از ایده آل، فاصله از میانگین (PDA و NDA) را مبنا قرار می‌دهد که باعث پایداری نتایج در مواجهه با داده‌های پرت می‌شود.
  • آموزش جامع روش MABAC فازی: از یک ناحیه مرزی برای تقسیم گزینه‌ها به دو گروه مطلوب و نامطلوب استفاده می‌کند و بسیار دقیق است.

۲. روش های توافقی و امتیازدهی نوین

در سال‌های اخیر، روش‌های جدیدتری در تصمیم گیری چند معیاره فازی معرفی شده‌اند که نقص‌های مدل‌های کلاسیک را برطرف کرده‌اند.

  • آموزش جامع روش MARCOS فازی: یکی از قدرتمندترین متدهای سال ۲۰۲۶ که پایداری فوق‌العاده‌ای در رتبه بندی دارد و نقاط ایده آل و ضد ایده آل را به صورت پویا تعریف می‌کند.
  • آموزش جامع روش CoCoSo فازی: با ترکیب سه استراتژی مختلف برای امتیازدهی، ضریب اطمینان رتبه بندی را به شدت بالا می‌برد.
  • آموزش جامع روش WASPAS فازی: ترکیبی هوشمندانه از مدل مجموع وزنی و مدل ضرب وزنی است که خطای انتخاب را به حداقل می‌رساند.
  • آموزش جامع روش ARAS فازی: بر اساس درجه سودمندی گزینه‌ها نسبت به یک گزینه ایده آل فرضی عمل می‌کند.
راهنمای انتخاب بهترین روش تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) برای پایان‌نامه
تصمیم گیری چند معیاره فازی

۳. روش های مبتنی بر مقایسات زوجی و روابط درونی

این روش‌ها به جای نمره دهی مستقیم، گزینه‌ها و معیارها را دو به دو با هم مقایسه می‌کنند.

۴. روش های امتیازدهی مستقیم و اقتصادی


چرا تنوع روش ها در تصمیم گیری چند معیاره فازی اهمیت دارد؟

شاید بپرسید وقتی تاپسیس وجود دارد، چرا باید از آموزش جامع روش GRA فازی یا آموزش جامع روش PROMETHEE فازی استفاده کنیم؟ پاسخ در “ماهیت داده‌ها” نهفته است. در روش GRA (تحلیل رابطه خاکستری)، تمرکز بر شباهت الگوی تغییرات داده‌هاست، نه فقط فواصل عددی. در حالی که در روش‌هایی مثل آموزش جامع روش ELECTRE فازی، هدف حذف گزینه‌های ضعیف از طریق روابط غلبه (Outranking) است.

در یک پژوهش تراز اول در حوزه تصمیم گیری چند معیاره فازی، محقق معمولاً از دو یا سه روش مختلف برای حل یک مسئله استفاده می‌کند تا نتایج را با هم مقایسه کند. به این کار “تحلیل حساسیت متدولوژی” می‌گویند. اگر رتبه بندی گزینه‌ها در روش‌های آموزش جامع روش MABAC فازی و آموزش جامع روش TOPSIS فازی مشابه باشد، نشان دهنده اعتبار بالای مدل شماست.

ما در فرابگیر برای هر یک از این روش‌ها، علاوه بر آموزش تئوری، فایل‌های محاسباتی آماده نیز فراهم کرده‌ایم. برای مثال، روش‌های نوینی مثل آموزش جامع روش MARCOS فازی یا آموزش جامع روش MEREC فازی (که برای وزن دهی استفاده می‌شود) دارای پیچیدگی‌های فرمولی هستند که پیاده سازی دستی آن‌ها ریسک خطا را بالا می‌برد. تسلط بر این تنوع، شما را به یک متخصص بی رقیب در جلسات دفاع و پروژه‌های صنعتی تبدیل می‌کند.


روش های تعیین وزن و اهمیت معیارها

قبل از اینکه هر یک از روش‌های رتبه بندی بالا را اجرا کنید، باید بدانید وزن (Weight) هر معیار چقدر است. در تصمیم گیری چند معیاره فازی، وزن دهی به دو صورت ذهنی (Subjective) و عینی (Objective) انجام می‌شود.

  • وزن دهی ذهنی (نظرات خبرگان):
    • آموزش جامع روش BWM فازی: روش “بهترین-بدترین” که به دلیل تعداد مقایسات کمتر و نرخ ناسازگاری پایین، جایگزین AHP شده است.
    • آموزش جامع روش SWARA فازی: روشی عالی برای زمانی که خبرگان اولویت‌های خود را به صورت لیستی و مرحله‌ای بیان می‌کنند.
  • وزن دهی عینی (ماتریس تصمیم):
    • آموزش جامع روش Shannon Entropy فازی: اگر داده‌های واقعی در اختیار دارید و نمی‌خواهید صرفاً به نظر خبره تکیه کنید، آنتروپی شانون فازی وزن‌ها را بر اساس پراکندگی داده‌ها استخراج می‌کند.
    • آموزش جامع روش MEREC فازی: جدیدترین متد وزن دهی که بر اساس “اثر حذف معیار” عمل می‌کند؛ یعنی معیاری که حذف آن بیشترین تغییر را در عملکرد گزینه‌ها ایجاد کند، وزن بیشتری می‌گیرد.

ترکیب این دو رویکرد در یک مدل تصمیم گیری چند معیاره فازی، اعتبار مقاله شما را به شدت افزایش می‌دهد. برای مثال، می‌توانید وزن‌ها را با BWM فازی بگیرید و سپس با آنتروپی فازی ترکیب کنید تا به “وزن‌های ترکیبی” برسید. این دقت در جزئیات، همان چیزی است که سایت فرابگیر را به مرجع تخصصی شما تبدیل کرده است.


پیوند میان بهینه سازی ریاضی و تصمیم گیری چند هدفه فازی (MODM)

در حالی که اکثر کاربران در ابتدا با روش‌های رتبه‌بندی گزینه‌ها آشنا می‌شوند، اما بخش بزرگی از دنیای تصمیم گیری چند معیاره فازی در قلمرو طراحی و بهینه‌سازی قرار دارد. در مسائل تصمیم گیری چند هدفه فازی، ما به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که “با توجه به منابع محدود و ابهام در داده‌ها، بهترین ترکیب چیست؟”. اینجاست که مدل‌های بهینه سازی وارد عمل می‌شوند. بر خلاف روش‌های MADM که گزینه‌ها از پیش تعیین شده‌اند، در اینجا گزینه‌ها بی‌شمارند و در یک فضای جواب تعریف می‌شوند.

یکی از ستون‌های اصلی این بخش، برنامه ریزی خطی فازی است. در این مدل‌ها، ضرایب تابع هدف یا مقادیر سمت راست محدودیت‌ها به صورت اعداد فازی تعریف می‌شوند. این رویکرد به مدیران اجازه می‌دهد تا سناریوهای مختلف “اگر-آنگاه” را بررسی کنند. برای مثال، اگر بودجه “حدوداً” ۱۰۰ میلیون تومان باشد، نقطه بهینه تولید کجاست؟ این تحلیل‌ها پایداری سیستم را در شرایط نوسانی بازار تضمین می‌کند.

تکنیک پیشرفته‌تر در این حوزه، برنامه ریزی آرمانی فازی است. در مدیریت استراتژیک، اهداف معمولاً با هم در تضاد هستند؛ مثلاً همزمان می‌خواهیم آلودگی را کم و سود را زیاد کنیم. در برنامه ریزی آرمانی فازی، ما برای هر هدف یک “سطح آرزو” یا آرمان تعریف می‌کنیم و مدل تلاش می‌کند مجموع انحرافات از این آرمان‌ها را با توجه به اولویت‌های فازی کمینه کند. این دقیقاً همان جایی است که تصمیم گیری چند معیاره فازی از یک ابزار ساده رتبه‌بندی به یک سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری (DSS) تبدیل می‌شود.


تکنیک های غربالگری و ساختاردهی: دلفی و دیمتل فازی

قبل از ورود به هرگونه محاسبات سنگین در تصمیم گیری چند معیاره فازی، باید از کیفیت داده‌ها و شاخص‌های ورودی مطمئن شد. بسیاری از پژوهش‌ها به دلیل استفاده از شاخص‌های نامرتبط شکست می‌خورند. روش آموزش جامع روش Delphi فازی استاندارد طلایی برای نهایی کردن لیست شاخص‌هاست. در این روش، نظرات خبرگان در چندین راند جمع‌آوری شده و با استفاده از اعداد فازی، نقاط اشتراک و اجماع آن‌ها استخراج می‌شود. این کار باعث می‌شود شاخص‌هایی که از نظر خبرگان اهمیت کمی دارند، در همان ابتدای کار حذف شوند.

پس از نهایی شدن شاخص‌ها، درک روابط بین آن‌ها گام بعدی است. روش آموزش جامع روش Dematel فازی به شما می‌گوید که سیستم شما چگونه کار می‌کند. دیمتل فازی معیارها را به دو دسته “علت” و “معلول” تقسیم می‌کند. این تحلیل نه تنها برای وزن‌دهی در روش‌هایی مثل آموزش جامع روش ANP فازی ضروری است، بلکه به تنهایی یک ابزار بصری فوق‌العاده (نقشه روابط شبکه‌ای) برای درک پیچیدگی‌های مسئله در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهد.

در واقع، ترکیب دلفی فازی برای غربالگری و دیمتل فازی برای ساختاردهی، زیربنای یک پروژه مستحکم در حوزه تصمیم گیری چند معیاره فازی را می‌سازد. بدون این دو مرحله، رتبه‌بندی نهایی شما ممکن است بر پایه‌های سستی بنا شده باشد. ما در فرابگیر آموزش‌های ویدئویی مجزایی برای ترکیب این روش‌ها آماده کرده‌ایم تا شما بتوانید مدل‌های هیبریدی (ترکیبی) حرفه‌ای طراحی کنید.


جایگاه دی فازی سازی و رتبه بندی اعداد فازی در محاسبات نهایی

پس از اجرای روش‌هایی مثل تاپسیس یا ویکور، خروجی‌های شما اعدادی فازی هستند. اما یک مدیر نمی‌تواند بر اساس یک مثلث یا ذوزنقه تصمیم بگیرد؛ او نیاز به یک نمره قطعی و رتبه مشخص دارد. اینجاست که فرآیند آموزش جامع دی فازی سازی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. دی فازی سازی یعنی استخراج یک مقدار معرف (Crisp Value) از دل یک مجموعه ابهام‌آلود. روش‌های مختلفی مثل مرکز سطح، نیمساز مساحت یا روش پیشرفته CFCS برای این کار وجود دارند که هر کدام بر نتایج نهایی تاثیر می‌گذارند.

علاوه بر این، در برخی مراحل محاسباتی، نیاز داریم دو عدد فازی را با هم مقایسه کنیم (مثلاً کدام سود فازی بزرگتر است؟). این مبحث تحت عنوان رتبه بندی اعداد فازی شناخته می‌شود. از آنجایی که دو مجموعه فازی ممکن است با هم همپوشانی داشته باشند، مقایسه آن‌ها با اعداد معمولی متفاوت است و نیاز به شاخص‌های ریاضی خاصی دارد. تسلط بر این دو مفهوم (دی فازی سازی و رتبه‌بندی اعداد)، مرز بین یک کاربر آماتور و یک متخصص تصمیم گیری چند معیاره فازی است.

اشتباه در انتخاب متد دی فازی سازی می‌تواند تمام زحمات شما در مراحل قبلی را هدر دهد. برای مثال، در روش‌های تصمیم گیری چند شاخصه فازی که حساسیت بالاست، پیشنهاد می‌شود از روش‌هایی استفاده کنید که تمام نقاط عدد فازی (کران پایین، مقدار محتمل و کران بالا) را در نظر می‌گیرند. در مقالات سایت فرابگیر، ما به تفصیل بررسی کرده‌ایم که در هر متد MCDM، کدام تکنیک دی فازی سازی کمترین نرخ خطا را دارد.


پرسش های متداول کاربران در حوزه تصمیم گیری چند معیاره فازی

در این بخش به سوالاتی پاسخ می‌دهیم که معمولاً دانشجویان در جلسات دفاع یا هنگام نگارش مقاله در مورد تصمیم گیری چند معیاره فازی با آن مواجه می‌شوند:

آیا همیشه باید از منطق فازی استفاده کنیم؟

خیر؛ اگر داده‌های شما دقیق و قطعی هستند (مثل نرخ ارز یا قیمت فیزیکی)، روش‌های قطعی مناسب‌ترند. اما اگر ورودی‌ها بر اساس پرسشنامه و نظرات انسانی (مثل کیفیت، ریسک یا جذابیت) هستند، تصمیم گیری چند معیاره فازی به دلیل پوشش خطای ذهن انسان، الزامی است.

محبوب ترین روش رتبه بندی در سال ۲۰۲۶ کدام است؟

در حالی که تاپسیس همچنان پرسرچ‌ترین است، اما روش‌های آموزش جامع روش MARCOS فازی و آموزش جامع روش BWM فازی به دلیل دقت بالا و سازگاری با الگوریتم‌های نوین، به شدت در حال رشد هستند.

تفاوت اصلی AHP فازی و ANP فازی در چیست؟

در AHP فرض بر این است که معیارها از هم مستقل هستند و ساختار سلسله مراتبی دارند. اما در آموزش جامع روش ANP فازی، ما وابستگی‌های متقابل و بازخوردها بین معیارها را مدل می‌کنیم که به واقعیت‌های سیستمی نزدیک‌تر است.

آیا می‌توان چند روش را با هم ترکیب کرد؟

بله؛ این کار تحت عنوان “مدل‌های ترکیبی” شناخته می‌شود. مثلاً وزن‌دهی با آموزش جامع روش SWARA فازی و رتبه‌بندی با آموزش جامع روش VIKOR فازی. این کار اعتبار علمی مقاله شما را به شدت بالا می‌برد.


نتیجه گیری و جمع بندی نهایی

تصمیم گیری چند معیاره فازی دانشی فراتر از فرمول‌های ریاضی است؛ این یک زبان مشترک بین دنیای مبهم ذهن ما و دنیای دقیق محاسبات است. ما در این ابرمقاله تلاش کردیم تا تمام ۲۷ روش تخصصی، از روش‌های وزن‌دهی مثل آموزش جامع روش MEREC فازی تا روش‌های پیچیده رتبه‌بندی مثل آموزش جامع روش Multimoora فازی را در یک ساختار یکپارچه معرفی کنیم.

هدف سایت فرابگیر این است که شما نه تنها ابزارهای لازم را بشناسید، بلکه منطق پشت هر انتخاب را درک کنید. به یاد داشته باشید که انتخاب متد صحیح، نیمی از راه موفقیت در یک پژوهش علمی است. امیدواریم این راهنمای جامع، چراغ راه شما در انجام پروژه‌های تصمیم گیری چند معیاره فازی باشد. برای یادگیری عمیق‌تر هر بخش، حتماً از لینک‌های درج شده در متن استفاده کنید تا به صفحات اختصاصی و فایل‌های اکسل هر متد هدایت شوید.